{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ℙ𝕒𝕣𝕥 ۱۲

ℙ𝕒𝕣𝕥 ۱۲

_فقط یه چیز بهت میگم.......
منم یه سوال بزرگ توی ذهنم دارم.....می‌خوام بهش برسم....
+سوال؟درمورد من؟.....
_دیگه سوال جواب نمیدم.....رسیدیم...
ماشینو پارک کرد و رفتیم توی اسانسور....
+به هر حال....ممنونم!
_راستی.....من پارتنر دارم!....حواست به خودت باشه..‌
+یاااا!!!!!چی راجب من فکر کردی؟؟
شونه هاشو بالا انداخت و در رو باز کرد....
_برو تو..
+چه خونه ی باحالی داری....خیلی مدرن و شیکه
_سلیقه ی خودمه
+عااامممم....حالا که فکر میکنم رنگ دیوار دلمو میزنه....
_(پوزخند)....با اون لباسا نشین.....برو دوش بگیر...
+خب لباس ندارم!!
_برات میارم....
+لباس دخترونه داری؟؟مال دوست دخترته؟
_برو دیگه بچه!
+باشه باشه.....ولی من فقط سه سال ازت کوچیکترم!
_میری یا.....
مین جی دوید توی حموم و لباساشو درآورد.....دوش چند مینی گرفت و حوله ی سفیدی دور خودش پیچید...
جونگکوک با لباس توی دستش اومد داخل و با دیدن دختری که فقط یه حوله ی کوتاه دور بدنش پیچیده برگشت سمت دیوار...
_یاا....
+چیه خب؟؟خودت اومدی تو...
همون طور که روش به دیوار بود لباس رو به دختر داد و رفت بیرون...
بعد از چند مین از اتاق بیرون اومد و سمت آشپزخونه رفت...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow‌PART 4ــــــــــــ...

پارت ۲۴

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی. پارت³ویو ات:صبح...

وقتی میخواد بره سربازی part 2

lost leaves/رمان جیمین

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.4 (روایت از زبان ن...

وقتی مریض بودی ولی …

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط