Childhood love

Childhood love
Part ۶

*بعد پارتی*

کوک

آخرین مهمون هم رد کردیم..بعد رقص ا/ت خیلی کمکمون کرد تا اوضاع رو تحت کنترل نگه داریم..چون پارتی در حدی می‌رسید که همه خونی از اینجا خارج میشدن..پارتی های عمارت میشن بیشتر شبیه میدون جنگ خفن میشد..دختر پسر باهم می‌جنگیدند

ا/ت؛ دوتا دختر داشتن گیس کشیدم میکردن دوتا چک خوابوندم آدم شدن
کوک: ممنونم😂
ا/ت: خب منم کم کم آماده بشم برم
کوک: بمون....دلم میخواد..میشه باهام زندگی کنی؟..همه کاری برات میکنم..هرچی هم نیاز داری برات میگیرم..واایی خاک تو سرم کنن این چه وضع اعترا..
ا/ت؛بغلش کردم* نیازی به اعتراف نیست *لبشو بوسیدم*....نیازی به اعتراف نیست..تو فقط مال خودمی *بوسیدمش*
کوک: *شک*.. من کلی تمرین کرده بودمم
ا/ت:😂.. خیلی دوست دارم
کوک؛ من بیشتر *دوباره ولی کوتاه بوسیدمش*..تو هم مال منی..به هیچ کس هم نمی‌تونی نزدیک..
ا/ت:نمیشم چون فقط تو ..تو ذهنمی
کوک؛ صبر کن. حرفم رو تموم کنم..خودم میدونم..

کوک:به همه نشون میدم که مال منی
ا/ت : چه جوری
کوک: کاری میکنم که صدات آسمون ها برع

❌اسمات❌

*صبح روز بعد

ا/ت
اتاق سفید و مشکی کوک..یا در واقع من و کوک این صبح حال و هوای خوبی داشت..نور آفتاب از پنجره به تخت ملافه در هم پیچیده و بدن های برهنه می‌تابید.. من و کوک تو بغل هم خواب بودیم..با اینکه دیشب بار اولم بود ولی احساس دردم خیلی خفیفی و حال خوبی داشتم وقتی چشمامو باز کردم آفتاب نور و به موهای قهوه ای روشنم می‌زد و باعث می‌شد بیشتر روشن تر بشه..نگاهم به کوک افتاد که پامو انداخته بودم رو رونش و دستمم دور کمرش حلقه کرده بودم اونم منو به خودش چسبوند بود..ازش جدا شدم و گونشو بوسیدم..لباس خوابمو پوشیدم و رفتم آشپزخونه چون طبق معمول گشنم بود..تو بخیال دیدم از مهمونی دیشب دوتا پودینگ..سه تا ساندویچ و دو بطری بزرگ آبمیوه و..ه شکلاتی مونده..یک لحظه اونقدر ذوق کردم که داشتم پرواز میکردم پودینگ رو برداشتم و در یخچال رو بستم تا میخواستم اولین قاشق رو بزارم دهنم کوک فقط با بک شلوار خونگی وارد آشپزخونه شد و دستاشو به هم گره زد و با پوزخند گفت

کوک: تک خوری؟
ا/ت: *خندیدن* گشنمه
کوک: منم..*از یخچال آخرین پودینگ رو برداشتم و برای خودمون آبمیوه ریختم*
دیدگاه ها (۹)

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی جونگ کوک

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو مایکی پارت ۵

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط