{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب سردنشست رو تن سردتن سرد رو نیمکت سردآسایشگاه آدم

تبِ سرد،نشست رو تنِ سرد،تنِ سرد رو نیمکت سردآسایشگاهِ آدمایِ درد دار،
ساعتُ ماهُ سال گم بود،تو گذره تک تک ثانیه ها،جنون درد میکشید ادمارو تا ناکجاآبادایِ اتاقایِ بی روحُ، تزریق بیهوشی میشد شلاقِ رام کردنِ جنون سرکشِ دردایِ نافرمان،
دردا کِ روحُ تجزیه کرده بودنوُ مغز رُ توخودشون حل،دلُ بیخیال شیم؟.
صدایِ نعرهُ فریادا میرسید بِ گوش تکاتک،ادمایِ مهر'روانی خورده به پیشونیشون،
فریادایِ گوش کرکنه،از زیرِ شلاقایِ تزریقات دَر رو،کِ محتاجن به دوتاگوشُ یِه بغل ارامش تا دردِ سرکش وحشیِ روح،خورشون رام شه و افسار بده دست.
یکمی نوازش نیازنُ درک لازم،تابریزن بیرون اون خوره روحُ جسم درونشونو.
تا بیشتر ازین نکشه به کامِ مرگ نکُشَنده و یه زجر بی پایان.
mohy.






'ولی من میخام همونو..




جر خوردنِ یه جمجمه از فرطِ مغزُ سر دردِطاقت فرسا.:[
حق بدین دریافت نکنه مغز اطلاعاتُ:|ی مُش فرمولِ چرندو
دیدگاه ها (۲۶)

+منُ‌این شبایِ‌تاریک کوچه‌‌پس‌کوچه‌ها و آدماش خسته‌شدن از بس...

پارسال،برایِ اولین بارخواستم‌‌پیامایِ گروه خانوادگیوهمینجوری...

گاهی اوقات فکرمیکنم،ازدست دادنایِ ناگهانی که ب مرور میشن زخ...

ما همیشه حالما ن خوب است،ولی گاهی،حالمان خوب نیست،وقتی میگوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط