{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه جالب است!

چه جالب است!
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
.... " از هر انچه آزارمان میدهد" ....
دیروز قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد! اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد ...!
این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...!

"روزگارتان پر از اتفاقهای قشنگ"
دیدگاه ها (۲۹)

دوستی داشتم که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌...

بعضی وقتهاکسی در زندگیت هستکه اصلا لازم نیست تو را در آغوش ب...

بزغاله ای روی پشت بام بود و به شیری که از پایین عبور می کرد ...

هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات:یک: قضاوت دیگران تاثیری بر ...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌مثبت‌گرایی یا منفی‌گرایی؟!برخی ‌گوین...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

چندپارتی جیهوپ

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط