{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخ مهربون....

آخ مهربون....
وقتی بهم میگی خوش به حالت که انقدر شادی و همیشه ی خـدا میخندی ها....
تو دلم قاه قاه میخندم و میگم "کاش همینی بود که تو میگی"....
کاش پشتِ این خندیدنا کمتر "بغض" بود...
کمتر "غمِ تنهایی" بود....
آخ عزیزِ جان تو که نمیدونی....
آغوشِ من بویِ تنهایی میده.....
خودم وقتی خودمُ بغل میکنم ها...
تمام تنم بویِ غم میگیره...
همه وجودم میشه دلتنگی....
واسِ کی و چرا و چگونه اش بمــونه بینِ من و من و خدا....
توام "مرا از دور تماشا کن
من از نزدیک غمگینم...."
دیدگاه ها (۸)

دلم یک رمان می خواهد! اولش من و تو...باشیم وآخرش ما!

مــــــــــن حال این روزهام رو دوس ندارررررررررررم

دختر دار که بشم👧 از کوچیکیش انقدر بغلش میکنم که دیگه به بغ...

💎 نکند من در چهل سالگیِ غریبی ،در یک روزِ بارانی کنار کسی نف...

عاشقانه های شبنم

#کپشن

خنده ی ممنوعه.

برده عمارت جئون

P11 .PRESAN MAFIA.

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط