من و دل خطا نکردیم، تو خودت گواه بودی
من و دل خطا نکردیم، تو خودت گواه بودی
تو همیشه در سرای، دل بی گناه بودی
مگر از دلم چه دیدی؟ به جز از وفا و مهرت
تو که در دیار مستی، ز تبار ماه بودی
من و دل اسیر زلفت، و تو از نسیم سرخوش
مگر ای سیاه مژگان، تو پی گناه بودی!؟
زده ام به سیم آخر، که رسد به نور ماهت
من و بغض این گلو را، تو شبِ پناه بودی
دل من گرفته از بس، که تو را ندیده چشمم
بده بوسه ای به باران، که شمیم راه بودی
تو همیشه در سرای، دل بی گناه بودی
مگر از دلم چه دیدی؟ به جز از وفا و مهرت
تو که در دیار مستی، ز تبار ماه بودی
من و دل اسیر زلفت، و تو از نسیم سرخوش
مگر ای سیاه مژگان، تو پی گناه بودی!؟
زده ام به سیم آخر، که رسد به نور ماهت
من و بغض این گلو را، تو شبِ پناه بودی
دل من گرفته از بس، که تو را ندیده چشمم
بده بوسه ای به باران، که شمیم راه بودی
- ۱.۲k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط