{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁵

Part ⁵


+کوک داریم کجا میریم؟
-داریم میریم کمپانی
+چرا
-باید بهشون خبر بدم زندگیم اوکی داده
+من زندگیتم؟ (دختره مشنگ نه پس منم,والا)
-اره فدات شم
+(خجالت)
-می خوای اول یه جای دیگه بریم چون کمپانی ما همیشه از ساعت سه به بعد میایم خونه
+خب کجا بریم
-بریم دریا
+بریم

+داخل ماشین که بودیم دستمو محکم گرفته بود هر وقت می خواست دنده عوض کنه دستمو رو دنده میزاشت بعد دنده رو عوض می کرد هعی چقدر یکی باشه از ته ته ته دل دوست داشته باشه خوبه(نه پس بده)

فلش بک به رسیدن(ادمینتون گشاد تشریف دارن)






-زیر انداز پهن کردم امروز اختصاصی هماهنگ کرده بودم هیچ کس به اینجا نیاید که فقط خودتو نیلسو باشیم


+وای چقدر اینجا قشنگه مخصوصا آسمون که الان پر ستارس

-اوخ ننه کیوت کی بودی تو
+تو(لحن کیوت بچه گونه)
-آخ من فدات شم
+خدا نکنه جیگرم
-(لبخند خرگوشی)

+سرمو رو شونش گذاشتم و گفتم

+چقدر خوبه یکی دوست داشته باشه بهت اهمیت بده هواتو داشته باشه همیشه پشتت بایسته خلاصه خیلی خوبه
-نیلسو
+جانم
-عاشقتم
-منم عاشقتم
-اجازه هست
+(خجالت) ا..آره
-پس


-لبامو گذاشتم رو لباش درشتش چقدر نرم طعمش غیر قابل توصیف بود دلم می خواست همینطوری ببوسمش صدای آب دریا مثل ملودی داخل گوش مون می پیچید ،یه لحظه خیلی رمانتیک، فکرشو نمی کردم روزی وارد رابطه بشم و اولین بوسم اینجوری باشه احساس کردم جفتمون داریم نفس کم میاریم پس لبامو جدا کردم ولی هنوز پیشونی هامون بهم وصل بود


-خیلی خوب بود
+یاااااااااا(خجالت سرشو انداخت پایین)
-با انگشتم سرشو آوردم بالا
-اخه قشنگم دیگه باید عادت کنی به این چیزا عادیه تازه...............



شرطا




²⁰ لایک
¹⁵ کامنت
¹⁰ بازنشر
دیدگاه ها (۳)

part ⁴²+ بغضم رو قورت دادم و گفتم « گ... گفت ~ با خودش گفت چ...

part ⁴¹وئول تندی خودشو به من رسوند و نیشکونی از بازوم گرفت £...

شوهر اتفاقی

#قمار_سرنوشت پارت²³بارون میومد و لونا عاشق قدم زدن زیر بارون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط