{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دوستم تو ماشین بودیم بعد ۲ تا خارجی اومدن سوار ماشین ش

با دوستم تو ماشین بودیم بعد ۲ تا خارجی اومدن سوار ماشین شدن.
من به دوستم گفتم ازشون بپرس ببینم اهل کجان؟؟
دوستم خیلی با اعتماد به نفس برگشت بهشون گفت:
Made in?????
خدایا خودت شفاش بده....
دیدگاه ها (۱)

وقتی او رفت قلبم در صحرای سینه ام جان سپرد خودم دفنش کردم......

سکوت.. رساترین فریاد یک"زن"است.. وقتی سکوت می کند.. وقتی بحث...

تقریبا بعد ۲ روز خسته و کوفته رسیدم خونه.. دیدم مامانم داره ...

نمی دانم چه رابطه ایست..؟ بین نبودنت با رنگها..؟ دلتنگ تو ک...

پارت ۳۳ روز بعد_ساعت۹ و ۳۸ دقیقه شب_جونگکوک:۳ روز از اشنایی ...

پارت 9.......

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

رومان عشق مافیا پارت 18 از زبان ا/تنشستم سره جام لینا گفت: ا...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_18🍷🎸دنیا که حسابی کف...

رمان تهیونگ

★彡   Part 38 彡★ "میگم، میتونم یه سوال بپرسم؟""دوتا بپرس."بی ...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط