{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم
کاش یک بار فقط کار بجا می کردم

پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست
حق چشمان تو را خوب ادا می کردم

در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیا می کردم

باید از جاده ی زیبای تنت می رفتم
راه را کاش که از چاه سوا می کردم

عطرت افتاد به جانم! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست و چه ها می کردم

دست من بود به خونخواهی عشقت بی شک
عقل را من یک تنه از دل جدا می کردم
دیدگاه ها (۱)

پُر کن پیاله راکاین آب آتشین،دیری استره به حالِ خرابم نمی بر...

سبزتر گشتم ولی دیگر بهارت نیستمآه, من ماه شب تاریک و تارت نی...

‌ارغنون ما نوازد نغمه عشق و جنونای که داری دل بیا بشنو نوای ...

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدمخسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دو...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای‌ کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کارِ بجا می ...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کار بجا می کر...

همه را غیر تو ای‌ کاش رها می کردمکاش یک بار فقط کارِ بجا می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط