دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و
دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه
رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله مادمازل
یه لبخند گوشه ی لبش نشست
بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلای پارک رو میکنه!
باغبون هم با بیل افتاد دنبالش
پس چی!!! فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخاستم ببینم یه دختر غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه.
رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله مادمازل
یه لبخند گوشه ی لبش نشست
بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلای پارک رو میکنه!
باغبون هم با بیل افتاد دنبالش
پس چی!!! فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخاستم ببینم یه دختر غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه.
- ۹.۳k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط