{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم تو دست عمه چشمام به سمت میدون

دستم تو دست عمه چشمام به سمت میدون
عمه ببین رو خاکها افتاده عمو جون
اگه پسر توام چرا منو با خودت نبردی
عمه اگه بزاری برم دل یتیمو بدست آوردی
بابام منتظر دیدن عمه
دیگه وقت سفر کردنه عمه
دشمن گرفته دورش دور یه جسم بی جون
چشم ام گرفته راه چشمای عمو جون
عمو جون می بینی من اومدم
تا ببینی پیش مجتبایی
عمو جون میون این همه خاک
نمی بینمت بگو کجایی
برام موقع جون دادنه عمه
دیگه وقت سفر کردنه عمه
بابام منتظر دیدنه عمه
دیگه وقت سفر کردنه عمه
زخمات که بیشماره 
هر زخم یه چشمه خون
دستام می بنده روی زخماتو
دیگه آخر عمر منه عمه
عموم در حال جون دادنه عمه
دیگه وقت سفر کردنه عمه
دیگه وقت سفر کردنه عمه
دیدگاه ها (۳۲)

حق داری بگی برو از جلوی چشمام حق داری اگه بگی من تو رو نمیخو...

ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓ...

جواني نزد عالمي آمد واز او پرسيد:من جوان كم سني هستم اما آرز...

سلا بچها

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

فیک : بین راندها

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

You are paying back karma ¹⁰پارت¹⁶:⁰³آلفا به آرومی در اتاق ب...

ابلیس

عاقا این چه وعضشه یه نادکاپ قبول شدیماااااااااا .... بابام و...

فیک عشق در خطر است: ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط