{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقریبا بعد 2 روز خسته و کوفته رسیدم خونه..دیدم مامانم دار

تقریبا بعد 2 روز خسته و کوفته رسیدم خونه..دیدم مامانم داره ظرف میشوره رفتم بوسش کردم گفتم من میدونم مامانم منو از همه بچه هاش بیشتر دوس داره مخصوصا از اون دوتا پسر دیگش..برگشته میگه نه والا فرقی برام ندارین از همتون بیزارم..
من :o
:|عشق مادری
دیدگاه ها (۱)

بازی‌های المپیک رو از کانال عربی می‌دیدم، گزارشگر هر جمله‌ای...

اونقد که تو خونه به توالت گفتیم " تالار اندیشه " وقتی پسر عم...

،،،

،،،

#خورشیدوماه 🌙☀️part=18«دیدگاه ایرانا» حالم یکمی به جا اومده ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟖وقتی رسیدم پایین جونگکوک رو دیدم که ای...

عاشقم باش Part 52

KIM V

“L’amour est la seule passion qui ne souffre ni passé ni ave...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

TEN YEARS OLD LOVE ² پاهاشو روی هم انداخته بود و به شیشه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط