دشمن ناتنیpt
دشمن ناتنیpt42
سوهی بلند شد و سمتش چرخید
+اگه چیزیت میشد چی؟
-اونی که قرار بود بمیره تو بودی نه من.
جونگکوک رو تخت نشست
-اگه یکم دیرتر میرسیدم الان اینجا نبودی.
+قراره منت بزاری؟
جونگکوک بلند شد
-نه قراره نامجون رو از روی زمین محو کنم.
ژاکتش رو برداشت و سمت در رفت.سوهی پشت سرش بلند شد و دنبالش رفت که با علامت دادن جونگکوک به جین و جیمین اون دونفر جلوی سوهی رو گرفتن و جونگکوک و شوگا باهم رفتن بیرون.
سوهی از جین و جیمین فاصله گرفت و بهشون نگاهی کرد.
+اگه بلایی سرش بیاد اولین نفر شمارو میکشم.
رفت تو اتاق و گوشیش رو برداشت و به جیهوپ زنگ زد....ساعت حدود پنج صبح بود و از بی خوابی سرگیجه گرفته بود ولی بهش عادت داشت.
جیهوپ با صدای خوابآلودگی تماس رو جواب داد
£چیشده؟
+دارم میام پیشت بیدار باش
گوشی رو قطع کرد و ژاکت چرمش رو پوشید و اسلحه اش برداشت و رفت پایین .
جین و جیمین با دیدن سوهی اومدن جلوش که همون لحظه سوهی اسلحه اش رو سمتشون گرفت .
+برید کنار
&جایی نمیری
+سوهی به جین نگاهی کرد و به یک سانتی متر بغل گوش جین شلیک کرد
+برید کنار.
جیمین جین رو کنار کشید و سوهی از بغلشون رد شد.
~در و تخته باهم جورن
.
¥بچه ها ردش رو زدن
-کجاست؟
شوگا از توی لپتاپ اطلاعات رو به جونگکوک که در حال رانندگی بود میداد.
¥آمریکا
-با اولین پرواز میریم آمریکا
شوگا از تصمیم یهویی جونگکوک تعجب کرد و بهش نگاه کرد .
¥میدونی که پشتت هستم اما این دفعه راه برگشتی نداره؟
-اگه میخوای میتونی نیایی شوگا.
شوگا از لجبازی پسر نفسی کشید و بعد زنگ زد و افرادش رو حاضر کرد تا برای فردا به سمت آمریکا پرواز کنن.
.
+هرجوری شده باید جای نامجون رو پیدا کنی.
£برای چی
+جونگکوک .....داره میرهه پیشش
جیهوپ بلند شد و سمت لپتاپش رفت و روشن کرد
£برای انتقام؟
+آره.....چند ساعت پیش هم رفته بود عمارتش برای همین الان نامجون حتما فرار کرده و تو باید پیداش کنی جیهوپ.
سوهی بلند شد و سمتش چرخید
+اگه چیزیت میشد چی؟
-اونی که قرار بود بمیره تو بودی نه من.
جونگکوک رو تخت نشست
-اگه یکم دیرتر میرسیدم الان اینجا نبودی.
+قراره منت بزاری؟
جونگکوک بلند شد
-نه قراره نامجون رو از روی زمین محو کنم.
ژاکتش رو برداشت و سمت در رفت.سوهی پشت سرش بلند شد و دنبالش رفت که با علامت دادن جونگکوک به جین و جیمین اون دونفر جلوی سوهی رو گرفتن و جونگکوک و شوگا باهم رفتن بیرون.
سوهی از جین و جیمین فاصله گرفت و بهشون نگاهی کرد.
+اگه بلایی سرش بیاد اولین نفر شمارو میکشم.
رفت تو اتاق و گوشیش رو برداشت و به جیهوپ زنگ زد....ساعت حدود پنج صبح بود و از بی خوابی سرگیجه گرفته بود ولی بهش عادت داشت.
جیهوپ با صدای خوابآلودگی تماس رو جواب داد
£چیشده؟
+دارم میام پیشت بیدار باش
گوشی رو قطع کرد و ژاکت چرمش رو پوشید و اسلحه اش برداشت و رفت پایین .
جین و جیمین با دیدن سوهی اومدن جلوش که همون لحظه سوهی اسلحه اش رو سمتشون گرفت .
+برید کنار
&جایی نمیری
+سوهی به جین نگاهی کرد و به یک سانتی متر بغل گوش جین شلیک کرد
+برید کنار.
جیمین جین رو کنار کشید و سوهی از بغلشون رد شد.
~در و تخته باهم جورن
.
¥بچه ها ردش رو زدن
-کجاست؟
شوگا از توی لپتاپ اطلاعات رو به جونگکوک که در حال رانندگی بود میداد.
¥آمریکا
-با اولین پرواز میریم آمریکا
شوگا از تصمیم یهویی جونگکوک تعجب کرد و بهش نگاه کرد .
¥میدونی که پشتت هستم اما این دفعه راه برگشتی نداره؟
-اگه میخوای میتونی نیایی شوگا.
شوگا از لجبازی پسر نفسی کشید و بعد زنگ زد و افرادش رو حاضر کرد تا برای فردا به سمت آمریکا پرواز کنن.
.
+هرجوری شده باید جای نامجون رو پیدا کنی.
£برای چی
+جونگکوک .....داره میرهه پیشش
جیهوپ بلند شد و سمت لپتاپش رفت و روشن کرد
£برای انتقام؟
+آره.....چند ساعت پیش هم رفته بود عمارتش برای همین الان نامجون حتما فرار کرده و تو باید پیداش کنی جیهوپ.
- ۵.۱k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط