{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۵


ددی_شوگره_اجباریه من


سانامی:: آخخخخ الان بالا میارمممم
سانو:: بس خوردی
سانامی:: نمیشه بازم بخورم؟!🥺😂
شیومین:: از من بدتره😐😂
سانو:: هرچیم میخورین یه کیلو اضاف نمیکنین بدبختا😒🤣
عاجوما:: نیست خودت قد گوریل شدی
سانو:: یاااا اومااااا🥺
شیومین:: بریم پارک؟!
سانامی:: ارهههه😃
سانو:: بریییم
عاجوما:: من نمیام خستم
شیومین:: اوکی

سانو و سانامی همراه شیومین رفتن...
نشستن تو ماشین و راه افتادن

سانامی:: من پشمک میخاااام
سانو:: یااا منم چیپس میخاااممم
شیومین:: ببندین
سانامی:: خو بخر😒
سانو:: حسوده بدبخت
شیومین:: من گفتم نمیخرم؟؟!!
سانو:: بخر
سانامی:: بخررررررر
سانو:: خر شیومین خر بخررررر
شیومین:: خفه میشین یا ن؟!
سانامی:: خفه شدیمممم

شیومین وایساد و پیاده شد

سانو:: رفت خوراکی بیاره؟!
سانامی:: آره فک کنم

شیومین:: هوی پیاده شین
سانو:: خوراکیارو آوردی ؟!
شیومین:: کوری پارک کردم و گاز بزنم😒😒
سانامی:: عه راست میگه اینجا پمپ بنزینه

سانو و سانامی دراومدن

سانو:: بیا بریم پارک همین بغله،،،شیومین ما میریم پارک
شیومین:: اوکی بعد میام
سانامی:: بدون خوراکی اومدی گردنتو میشکنماا
سانو:: وا😐
سانامی:: بریم😐

سانو و سانامی با هم رفتن تو پارک
سانو:: عه سرسره
سانامی:: عه😃

سانو و سانامی نی سرسره بازی میکردن ک شیومین اومد...

شیومین:: نچ نچ نچ،،،یعنی خاک تو سرتون
سانو:: عهههه شیومین
شیومین:: وای از دیدنم شوق کردین؟!😊😂
سانامی:: خوراکیارو بده چی میگی
شیومین:: واقعنکه😐😒

سانو و سانامی نشستن رو چمنا و هی میخوردن
شیومین:: منم میخامااا😐
سانو:: بیا بشییین

.........................................

جیمین:: خب خدافظ
چن:: میبینمت

جیمین رفت عمارت
ب ساعت نگاهی انداخت...
ساعت ۸ شب بود...
زنگ زد به شیومین

شیومین:: جانم ارباب
جیمین:: برگردین عمارت
شیومین:: چشم

سانو:: چشه؟!
سانامی:: حتما میگه برگردین
شیومین:: آره سوار شین
سانامی:: نهه🥺
سانو:: حیییف😒
عاجوما:: از صب تاحالا بیرونید لطف کردن واقعا

همه نشستن و شیومین راه افتاد...

سی مین بعد رسیدن

سانو:: سانامی هرکی زود تر وارد شد اون یکی براش دسر باید درست کنه بدو

سانو و سانامی تند دوویدن
و باهم رسیدن
سانو:: آیییششش خب بعدا باهم دست میکنیم
سانامی:: باشه

عاجوما:: اوووفففف چقد خستم میرم بخابم‌‌‌...شما دوتا شامو میپزین
سانو:: وا بماچههه
جیمین:: سانامی بدو اتاقم سانو هم شامو آماده کن شیومینم برم شرکت کار عقب افتاده داریم زود

سانو،سانامی،شیومین:: چشم
سانو رفت تو آشپزخونه
سانامی رفت تو اتاق خودش و جیمین
شیومینم رفت شرکت
عاجومام رفت بخابه

جیمین دستاشو شست و رفت تو اتاق پیش سانامی...
جیمین:: برو حموم و لباساتو عوض کن مگ نمیبینی خاکین
سانامی:: چشم

سانامی رفت حموم و بعد بیست مین اومد بیرون
خودشو و موهاشو خشک کرد و بعد لباس پوشید و وایساد

جیمین صندلیو بلند کرد و گذاشتش رو ب روی سانامی

جیمین:: کجاها رفتی و شمارمو از کجا آوردی و چرا زنگ زدی...قوانینیو ک گفتم خوب رعایت کردی هوم ؟! گوشیتم بزار رو میز چکش کنم،لختم میشی تا بدنتو نگا کنم وای بحالت اگ چیزی ک نبایدو ببینم...زود میشنوم

سانامی ویو:
ای خدا این یه شوگر ددیه ک برای برده کوچولوش قوانین گذاشته و چارچشمی مراقبشه آخه این براچیم بود...

جیمین:: لال شدی هوم؟! مگ باتو نیستم...پنج دقیقه محلت داری زود...

سانامی:: ر..رفتیم د..داخل
جیمین:: بدون تته پِتو گفتن بگو
سانامی:: رفتیم داخل خونه بزرگه،خونه نبود ک قصر بود کلی خوش گذشت بعد رفتیم پارک و دوباره برگشتیم تو همون خونه قصریه
شمارتونم از شیومین گرفته بودم زنگ زدم ک بگم شمارمو سیو کنین
بفرمایین اینم گوشیم،باکسی گرم نگرفتم خرابکاری و فضولیم نکردم
هیچ پسریو ندیدم چ برسه ب اینکه برم باش هرزگی کنم پس نیازی نیست بدنمو چک کنین ددی شوگره اجباری من

جیمین:: بده گوشیو،حالام برو داروهاتو بخور ساعتش زیر دستمه الان وقتشونه
سانامی:: چشم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷۲ددی_شوگره_اجباری منجیمین پاشد و به سانامی نگاه کرد......

برای گرفتن پارت ۷۶ بیاین پی وی!!

پارت ۷۴ ددی_شوگره_اجباری منسانامی:: ووواااییییی چقد قشنگ و ب...

پارت ۷۳ددی_شوگره_اجباریه منصبح شده بود و جیمین با برخورد چیز...

20جیمین :ا.ت پس کجا موندی زود باش بیا دیگه (داد )ا.ت:ا ا الا...

My bloody love پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط