{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کافه را دیده ایـــ!!!.

کافه را دیده ایـــ!!!.
کافه های بین راه را میگویمـــ...
بویـــــــ نم وجب به وجبش را گرفته
صندلی های تک نفره
چای جوشیده
کافی چی سرد و بی روح و بی رمق
روے بے انتـ ـها تـ ـریـ ـن جادها ایـ ـن دنیا
در فضای معلق بدون هیچ پناهگاهی
درست مثل دلم منـــــ
همیشه تنها و نم کشیده از اشکهای
که روزگار برایم رقم زده
درد دارد زندگیــــ
دیدگاه ها (۱)

دلمان خوش است که مینویسیمودیگــران می خـواننــدوعــده ای می ...

قول داده اَم...گاهـــﮯهَر اَز گاهـــﮯفانـــوس یادَت رامیاטּ ...

ساعتها زیر دوش می نشینی به کاشی های حمام خیره می شویغذایت را...

هر شب قلم سرد زندگیم را برمی داشتم و مشق فردای تنهایی را در ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

پارت هجدهم [فصل اول] | یک عصر متفاوت 🌸🏡زنگ پایان کلاس به صدا...

کافه را دیده ایـــ!!!.کافه های بین راه را میگویمـــ...بویـــ...

کافه را دیده ایـــ!!!.کافه های بین راه را میگویمـــ...بویـــ...

FOURصبح روز بعد از جشن، هوا همچنان بوی موفقیت و هیجان شب قبل...

#میان‌نگاه‌هم... میان کلمات چگونه می شود تورا وصف کردبرای دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط