باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه امد ان روز بارانی گ
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه امد ان روز بارانی گفت که امد روز عید گفت هر لحضه تنها مانده در این شب رویایی گفت شاید دل عید شده اسیر،باز بهار امد در این خانه ی تنهای ما، ما همه گفتیم عید امد بوی بهار امد (ببخشید کمی گیج شدید منظورم این بود که عیدتان مبارک )(wink)
(لعیا لطیفی)
(لعیا لطیفی)
- ۱.۸k
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط