{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب خب

خب خب
ثلام
امروز یه اتفاق خیلی عجیب افتاد
از ماشین پیاده شدیم
و یکم قدم زدم که یکدفعه کلی خون از بینی برادرم اومد بیرون!
بعد من یکدفعه سر گیجی گرفتی و افتادم(مث فیلم ها) و کلا نمیتونستم تکون بخورم!
و خلاصه که ضایع شدیم^
و راستش من بچه بودم همیشه این آرزو رو داشتم و امروز اتفاق افتاد!😭
و الانم سر گیجی دارم^😵‍💫😵‍💫😭
ویرایش:هرکی بفهمه این گربه ی کیه بهش شوکولات میدم!🍫🍫🍫🍫🍫🍫🍫🍫
دیدگاه ها (۸)

......//برده ی زیبا//.....

پارت ۲۳ همه‌چیز بالاخره تموم شد. آدمی که اطلاعات رو بیرون می...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁷ات ✨ تایم ناهارو .... اگه دوست ...

سناریو ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط