{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پـارت⑦①

پـارت⑦①



٭سامیـار٭

همینطور پشت در منتظر مارال بودیم بیاد بیرون که اومد بیرون
-خب بچه ها بزارین بره پایین ما هم تا سوار آسانسور شد باید تندی سوار آسانسور بشیم و بریم پایین.
سپنتا:باشـه دادا
-خب سوار شد بدویین.
رفتیم از خونه بیرون و منتظر موندیم تا آسانسور بیاد بالا.
سورن:پس چرا نمیاد.
پرهام:إ اومد.
سوار آسانسور شدیم و رفتیم پایین دیدیم مارال داره سوار ماشین میشه تا برن.
-سورن بدو برو ماشین و روشن کن و از پارکینگ ببر بیرون بهتره تو پشت فرمون بشینی.
پرهام:داداش واقعا نفهمیدی سورن خیلی وقته رفته ماشین و ببره بیرون
-إ راسـت میگی متوجه نشدم
پرهام یواش گفت:بله کسی که حواسش به دختر مورد علاقش باشه نبایدم حواسش باشه.
-چیزی گفتی؟
پرهام:کی من نه بابا.
-ولی شنیدما
پرهام:پس چرا میپرسی دیگه
-گفتم شاید گوشام مشکل داره
سپنتا:بچه ها بسه بدویین سورن اومد
رفتیم و فوری سوار ماشین شدیم
و گاز دادیم و رفتیم
بعد از کلی با سرعت رفتن
ماشین دخترارو پیدا کردیم و یواش جوری که نفهمن تعقیبشون کردیم.
فک کنم تا الان نقشمون و فهمیده باشین
بعله میخوایم تعقیبشون کنیم ببینیم کجا میرن
فوضولم خودتونین.
بعد از چند مین رسیدیم به یک ویلای بزرگ که پر بود از خدمه.
یک جایی پشت درختا پارک کردیم تا دیده نشیم.
سورن:یعنی اینا تو یک کشور قریب همچین دوست پول داری دارن
-:بابا پول دار چیه بگو خرپول
سپنتا:خب الان ما از کجا بفهمیم اینا اینجا چیکار دارن؟
پرهام:راسـت میـگه داخلم که نمیـتونیـم بریـم.
-اوه بچه ها طبقه بالا پشت پنجره رو نگاه کنین این سه تا پسرا کین؟
پـرهام:چـی پـسر؟کـو کجا؟سامی بگو دیگه؟
-اونا طبقه بالا
سپنتا:یعنی اینا میان پیش پسر؟
سورن:خب ربطی نداره بابا بعدشم اون سه تا پسرا طبقه بالان شاید داداشای همین دوستشن.
-سورن راست میگه
پرهام:اگه آریانا با یکیشون رابطه داشته باشه چی؟
-خب بهش یه زنگ بزن .
پـرهام:باشه.

پـارت ویـژه نداریم دوسـتان تورو خدا اذیت نکنید دیگه که هی پارت بزارم آخه کی مثل من حداقل هروز کمه کمش سه چهارتا پارت و میزاره.
ممکنه فردا پارت کم داشته باشیم به خوبیتون ببخشید.
دوستون دارم.
لایک و کامنت یادتون نره.
دیدگاه ها (۱)

پــارت ⑧①✩آریـاـنـا✩مـیـخواسـتم برم طبـقه بالا تا فوری گریم ...

پـارت ⑨①بعـد از اینکه از کاترین خداحافظی کردیم سوار ماشین شد...

پــارت ⑥①بعد از اینکه از دانشگاه یا بهتره بگم میدون جنگبیرون...

پــارت ⑤①رومئو که دیگه خیلی عصبانی شد اومد که حمله کنه به پ...

شب تولدم پارت 27تهیون: با چی باید بریمات: با متور مشکی من یا...

مافیای من part: 27 ...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط