{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره دیدمش،،،دلم کمی برایش سوخت.. انگار دلش را کسی شکست

دوباره دیدمش،،،دلم کمی برایش سوخت.. انگار دلش را کسی شکسته بود.. خط های روی صورتش گذر عمر را نشان میدادند و هیچ.......اما کسی جز من سواد خواندن نگااهش را نداشت. کاش میتوانستم کمکش کنم‌........ولی باید او را تنها میگذاشتم تا با دردهای خود آرام بگیرم.
برای همینم بی گمان آیینه را شکستم
دیدگاه ها (۳)

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

نازنیـن چشم تمنای مـرا یـادت هست؟ روزتشیـیع دلم حال و هـوا...

ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼــﻪ"ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺰﻧﯿﺪ!!!ﻣﻦ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﺪ ﻭ ....

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، دشنه زدی، ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

#تاج_و_طوفانپارت ۶۹: ببخشید گفتن به سبک جونگ‌کوکسوآ هنوز با ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁸¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨سالن اصلی مثل همیشه روشن بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط