{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرگفت:شنیدم داری ازدواج میکنی؟مبارکه،خوشحال شدم شنیدم.دخ

پسرگفت:شنیدم داری ازدواج میکنی؟مبارکه،خوشحال شدم شنیدم.دختر:ممنون ایشالله قسمت شمابشه.پسر:میتونم برای اخرین باریه چیزی ازت بخوام؟؟دختر:چی میخوای؟پسر:اگه ی روزصاحب ی پسرشدی میشه اسم منوروش بزاری؟دختر:چرا؟میخوای هروقت نگاش میکنم یاصداش میکنم دردبکشم؟پسر:ن اخه پسراعاشق ماماناشون میشن،میخوام بفهمی که چقدعاشقت بودم...،سلامتی عشق اول و آخر زندگیت ک ن میتونی بهش بزنگی ن میتونی بهش فکرنکنی...
دیدگاه ها (۵)

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

سناریو درخواستی هانما

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

خنده ی ممنوعه.

Part 11

My Vampire Mate Season 2 part : 90

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:10~:عزیزم من فقط صلاح تورو می‌خوام ولی حواست باشه...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط