اشتباهخوبمن

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۲۳

#دیارا

با عصبانیت جلو رفتم و محکم کوبیدم تو دهن عماد شوکه و متعجب بهم نگاه کرد و مات و مبهوت بود اما نمیدونست من بیشتر متعجبم

_تو به چه حقی دوست پسر منو میزنی

_تو غلط کردی دوست پسر داری اول به من میگی عاشقمی بعد میری دوست پسر میگیری

با چشمای گرد بهش نگاه کردم و چون چنان با عصبانیت و غیرتی گفت که شوکه شدم اولین بار بود احساساتش رو بروز میداد

_تو منو نخواستی منم نخواستمت پس مزاحم من یا دوست پسرم نشو

_دیارا تا زمانی که نگفته بودی عاشقمی کاری بهت نداشتم ولی الان به هیچ وجه نمیزارم با دوست پسرت راست راست بگردی و عشق و حال کنی

خواستم یکی دیگه بخوابونم تو دهنش که دستمو محکم را هوا گرفت

_ازت متنفرم ازت متنفرم عماددد لعنت بهت

بعد دستمو محکم از دستش دراوردم و رفتم سمت کیان بیچاره

_کیان کیان پاشو

به سختی بلند شد و من دستشو انداختم رو شونم و بد کتکش زده بودن و وزن کیان رو انداختم رو خودم و با خشم به صورت عماد از کنارش رد شدم و اون مات و مبهوت نگام میکرد و قشنگ معلوم بود حرفام براش سنگین بوده

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۱۰ تا
دیدگاه ها (۹)

#اشتباه_خوب_من#پارت_۲۴به کیان کمک کردم بشینه رو نیمکت تو حیا...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۲۵افتاده بودم روی پای عماد _دیارا حواست ...

#اشتباه_خوب_من#پارت_22بعد از اینکه به نیما نقشه ی تو سرمو گف...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۲۱#عماد رفتم تو حیاط و نمیدونم چرا حرصم ...

❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ عشق اغیشته به خون⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩پارت ۱۲۷جیمین : محض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط