{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
!به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

می شنیدیم صدای قدمش را اما
!پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم

زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانی است
!در به در، در پی گم کردن مقصد رفتیم

مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
!دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم

دیدگاه ها (۲)

ای دل غم آشنای من طاقت برایت میخرم از تماشای ج...

پیری آن نیست کہ بر سر بزند موے سفید هر جوانے کہ بہ دل شوق ند...

باز حرف تلخ گفتم بندها محکم شدنددشمنانم بیشتر شد، دوستانم کم...

بی تو مهتاب شبی کوچه ی ما آه کشیدروی دیواره ی دل عکس تو را م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط