{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کم‌کم،

کم‌کم،
تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست،
و زنجیر کردن یک روح را،
یاد خواهی گرفت.
این‌ که
عشق تکیه‌کردن نیست،
و رفاقت،
اطمینان خاطر.

یاد می‌گیری
که بوسه‌ها قرارداد نیستند،
و هدیه‌ها،
عهد و پیمان معنی نمی‌دهند.

شکست‌هایت را خواهی پذیرفت،
سرت را بالا خواهی گرفت،
با چشم‌های باز،
با ظرافتی زنانه،
و نه اندوهی کودکانه!

یاد می‌گیری،
که همه‌ راه‌هایت را هم ‌امروز بسازی،
که خاک فردا،
برای خیال‌ها مطمئن نیست،
و آینده،
امکانی برای سقوط به میانه‌ نزاع
در خود دارد.

کم کم یاد می‌گیری،
که حتی نور خورشید می‌سوزاند،
اگر زیاد آفتاب بگیری.

بعد باغ خود را می‌کاری،
و روح ات را زینت می‌دهی،
به جای این‌که منتظر کسی باشی،
تا برایت گل بیاورد.

یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی،
که محکم هستی،
که خیلی می‌ارزی ...

و می‌آموزی،
و می‌آموزی ...

با هر خداحافظی،
یاد می‌گیری ...

●
دیدگاه ها (۱)

مانیفست چیست❔🍓 مانیفست یا Manifest یک کلمه انگلیسی است که در...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

🔻بدعتی خطرناک در فرآیند انتصابات/ کمپین کم‌سابقه اصلاح‌طلب و...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

سناریو: ماه سرخ

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

خسف | قصه سی و یکم: امام رضا (ع) (بخش سوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط