{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 42

پارت 42
درو باز کردم رفتم تو خونه .. خب الان چیکار کنم !!!
خوابم نمیاد ، ...حوصله تلوزیون و غذا و اینارو هم ندارم ...
اووممم...
برم پیاده روی ..اره خوبه خیلی وقته نرفتم لباسای ورزشیمو پوشیدم زدم از خونه بیرون چقد هوا خوبه ....


ببینم ساعت چنده ...
اوهه 7 شد 3 ساعته دارم راه میرم برم خونه داشتم برمیگشتم که گوشیم زنگ خورد
من : جانم
ارشام : شلام خاله چلا نمیای خونمون ؟
من : عزیزمممم... سرم شلوغه فدات شم
ارشام : فردا باید بیای قول بده ..
من : باشه قول
ارشام : نیای باهات قهر میشم
من : باشه فندوق خاله حتما میام
ارشام : هوراااا بای
من : بای
اوممم چی بپزم ..!!!! قیمه .. خوبه مشغول درست کردن غذا بودم که اروین زنگ زد یه ثانیه نمیزارن ادم تو حال خودش باشه همش دینگ و زینگ
من : بله
اروین : سلام خوبی ؟
من : اره ممنون
اروین : دیدم بعد اون قضیه ازت خبری نشد نگرانت شدم فکراتو کردی ؟
من : نه هنوز ..
اروین : لطفا خوب فکراتو بکن به منم فک کن که چقد دوست دارم..
من : باشه
اروین : ممنون کاری نداری ؟
من : قربونت بای
هوووف اینو کم دااااشتم ..منننننن دیگهههه نمیخوامممم با کسیییی باشم چرا نمیفهمهههه ای بابا ...خسته شدم دیگه اه
فردا بهش میگم نمیخوام دیگه با کسی باشم میگم میخوام تا عمر دارم تنها باشم..

برم غذامو بخورم ...... هووف تنهایی خیلی حوصلم سرمیره برم بخوابم ؟؟؟؟ اره ! اوووففف خوابم نمیبرهههه .....

زینگگگگگگگگگگگگگگگگگ
اوووووف این چه زندگییع اخه میخواستم صدای ساعت رو میزیمو قطع کنم که از شانس گوهم دستم خورد افتاد ده تیکه شد .. الانم که باید برم تا عصر جون بکنم امروز موهامو فر کنم؟؟؟ نه دختر جان همینجوریشم دیر شده
لباسامو عوض کردمو راه افتادم سمت شرکت

من : سلام خوبی ایسل جان
ایسل : سلام ممنون سلن جان
من : اقا اروین کجاس ؟؟
ایسل : تو اتاقشه اقای بوراکم پیششه ..
من : اها..ممنون

باید در بزنم ؟؟؟؟؟؟
اره دیگه باید در بزنی دیوونه تو که رئیس شرکت نیسی که بدون در زدن وارد شی
تق تق
اروین : بفرمایید
درو باز کردم رفتم تو
من : سلام
اروین : سلام سلن خوبی
من : مرسی
بوراک : سلام
اروین : چیزی شده ؟
من : چیزه ..آ ... میخواستم باهاتون صحبت کنم .
بوراک : پس من مزاحم نشم ..
اروین : نه بوراک جان تو نمیخواد جایی بری ما میریم کافه نزدیک شرکت
بوراک : باشه
اروین : بریم
دنبال اروین راه افتادم سمت کافی شاپ نزدیک شرکت
دیدگاه ها (۲۴)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۳$کوک لباس رو پوشیدکوک : تموم ...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

پارت 3

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط