Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۵
Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۵
جیمین جدی گفت : آره بخاطر همین دلیل... با صدای پیام تلفنش کلافه گوشی را برداشت و صفحه اش را روشن نمود پیام از طرف کارگاه لی بود
سریع بازش کرد تنها فیلم دوربین های باشگاه بودند جونگ کوک هم نزدیک شد و حال هر دو به آن فیلم نگاه میکردند،
همه چی ضبط شده بودند مبارزه هویون و آری حرف هایشان و تهدیدات آری بعد از اتمام فیلم جونگ کوک روبه جیمین گفت : آری هیچوقت صدمه ای به هویون نمیرسونه خودت که میدونی
جیمین لحظه ای مکث کرد حرف های جونگ کوک درست بودند : آری بهش صدمه نمیرسونه ولی کسی که این کارو کرده از آری استفاده کرده
پوزخند وار خندید و شماره کارگاه لی را گرفت بعد از چند بوق جواب داد : کارگاه پارک بجز فیلم باشگاه هیچ چیز دیگه ای نبود
جیمین عصبی خندید و با لحن محکمی جواب داد : یعنی چی هیچی نبود فیلم دوربینهای عمارت دوربین های بیمارستان همه اینا رو میخوام
کارگاه لی ناچار جواب داد : جیمین همه رو پاک کردن فقط فیلم تهدید آری خانمه فردا از هویون بازجویی میکنن مربوط به اونه که چی میگه
جیمین با خشم پیشانیش را مالید از روی نیم کت بلند شد : باشه باشه قطع کن بعدن خودم باهات تماس میگیرم
تماس را به پایان رساند و دوباره به نیم کت برگشت جونگ کوک به خوبی خواهرش را میشناخت او هیچوقت به کسی صدمه نمیرساند روبه جیمین کرد و خسته نجوا کرد : تصمیمت چیه پسرعمو
جیمین با کشیدن نفس عمیقی جواب داد : من فقط یه راه دارم باید آری رو ببرم بازداشتگاه اینجوری شاید کسی که همچین کاری کرده رو پیدا کنم
نگران نباش خواهرت فقط چند ساعت اون تو میمونه
جونگ کوک : جیمین راه دیگه ای نیست
جیمین سری تکان داد : نه نیست لطفاً مقاومت نکن اتفاقی نمی افته براش
جونگ کوک از روی نیم کت بلند شد به شدت خسته و کوفته به نظر میرسید با نگاه خسته ای زل زد بهش .. : باشه بخاطر هویون اشکالی نداره
هرکاری لازمه بکن ... شبت بخیر باید برم پیش یه سول
با قدم های آهسته و سست به سوی داخل بیمارستان رفت جیمین پوزخندی زد و با خودش زمزمه کرد : شاید خواهر لوست یکم ادب شد
......
نور ملایم و آبیرنگ دستگاههای مانیتور، فضای اتاق را در هالهای وهمآلود فرو برده بود. یه سول، مچاله شده روی مبل کوچک کنار تخت میسو، از فرط خستگی و فشارهای عصبی به خوابی عمیق و ناآرام رفته بود.
جیمین جدی گفت : آره بخاطر همین دلیل... با صدای پیام تلفنش کلافه گوشی را برداشت و صفحه اش را روشن نمود پیام از طرف کارگاه لی بود
سریع بازش کرد تنها فیلم دوربین های باشگاه بودند جونگ کوک هم نزدیک شد و حال هر دو به آن فیلم نگاه میکردند،
همه چی ضبط شده بودند مبارزه هویون و آری حرف هایشان و تهدیدات آری بعد از اتمام فیلم جونگ کوک روبه جیمین گفت : آری هیچوقت صدمه ای به هویون نمیرسونه خودت که میدونی
جیمین لحظه ای مکث کرد حرف های جونگ کوک درست بودند : آری بهش صدمه نمیرسونه ولی کسی که این کارو کرده از آری استفاده کرده
پوزخند وار خندید و شماره کارگاه لی را گرفت بعد از چند بوق جواب داد : کارگاه پارک بجز فیلم باشگاه هیچ چیز دیگه ای نبود
جیمین عصبی خندید و با لحن محکمی جواب داد : یعنی چی هیچی نبود فیلم دوربینهای عمارت دوربین های بیمارستان همه اینا رو میخوام
کارگاه لی ناچار جواب داد : جیمین همه رو پاک کردن فقط فیلم تهدید آری خانمه فردا از هویون بازجویی میکنن مربوط به اونه که چی میگه
جیمین با خشم پیشانیش را مالید از روی نیم کت بلند شد : باشه باشه قطع کن بعدن خودم باهات تماس میگیرم
تماس را به پایان رساند و دوباره به نیم کت برگشت جونگ کوک به خوبی خواهرش را میشناخت او هیچوقت به کسی صدمه نمیرساند روبه جیمین کرد و خسته نجوا کرد : تصمیمت چیه پسرعمو
جیمین با کشیدن نفس عمیقی جواب داد : من فقط یه راه دارم باید آری رو ببرم بازداشتگاه اینجوری شاید کسی که همچین کاری کرده رو پیدا کنم
نگران نباش خواهرت فقط چند ساعت اون تو میمونه
جونگ کوک : جیمین راه دیگه ای نیست
جیمین سری تکان داد : نه نیست لطفاً مقاومت نکن اتفاقی نمی افته براش
جونگ کوک از روی نیم کت بلند شد به شدت خسته و کوفته به نظر میرسید با نگاه خسته ای زل زد بهش .. : باشه بخاطر هویون اشکالی نداره
هرکاری لازمه بکن ... شبت بخیر باید برم پیش یه سول
با قدم های آهسته و سست به سوی داخل بیمارستان رفت جیمین پوزخندی زد و با خودش زمزمه کرد : شاید خواهر لوست یکم ادب شد
......
نور ملایم و آبیرنگ دستگاههای مانیتور، فضای اتاق را در هالهای وهمآلود فرو برده بود. یه سول، مچاله شده روی مبل کوچک کنار تخت میسو، از فرط خستگی و فشارهای عصبی به خوابی عمیق و ناآرام رفته بود.
- ۵۷۶
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط