آغوشاستاد

#آغوش_استاد🌙
#پارت_67

_رضا

_هوم

_واقعا دوسش داری؟

_میدونی روز اولی که دیدمش تو اسانسور بود اون نگاه معصوم وگرفته‌ش بدجوری جذبم کرد...

دومین بار درخونت دیدمش همون لحظه که تو بغلت دیدمش داشتم دیوونه می شدم

واون لحظه می خواستم پا بذارم رو رفاقتمون وچنان از خجالت دربیام که یباردیگه اجازه نداشته باشی حتی نگاهش کنی

نگاهش واز پناه گرفت وبهم نگاه کرد وگفت:

_امیرعلی خودت وگول نزن داداش...توروهیچ دختری حساس نیستی چرا وقتی دیروز بهت گفتم از پناه خوشم اومده زدی سیم اخر وبعدش اومدی این دختر وازارش دادی


پوزخندی زدم گفتم:

_چون بدردتونمیخوره

زهرخندی زد وگفت:

_نه این نیست

_پس چیه؟من به فکرتوام رضا معلوم نیست خودش کیه...خانوادش کین...این دختربدردتونمیخوره...🚶‍♂
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

#آغوش_استاد🌙#پارت_68_بس کن امیرعلی...چرا توفکرمیکنی همه مثل ...

#اغوش_استاد🌙#پارت_69رضا نگاهم کرد پوزخندی زدوگفت:_خودت چی فک...

#اغوش_استاد🌙#پارت_66بهش نگاه کردم مشخص بودحال خوبی نداره ورن...

#اغوش_استاد🌙#پارت_65همون لحظه باضربه افتادم وچشمام بسته شد ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط