پارت
پارت ۲۳
که یکهو با قیافه شاپور خفه شدم
سکوت بدی فضای اتاق رو فرا گرفت فقط زل زده بود تو چشام ....
بعد چند لحظه گفت هع... دختر فریدون و عشق و عاشقی...براو
_مگه من دل ندارم؟
_ن توله سگا عاشق نمیشن همش هوسه
_نه هوس نیست وقتی بعد اینهمه شکنجه و دردی ک کشیدم چجوریه ک توی هیولا رو هنوز دوستت دارم
_خفه نمیشی؟
_نه یکم به حرفام توجه کن یکم فکر کن اصن دلیل حامله کردن من چیه دلیل عذاب دادنم چیه وقتی بابامم کشتی
_گلومو محکم گرفت پاهامو باز کرد خودشو توم فرو برد و یه عاااه بلند کشید و تو گوشم زمزمه کرد : ازت چشم نشنوم دوباره با تسمه کبودت میکنم خفه خون بگیر بزار لذتشو ببرم الان
طبق خواستش خفه خون گرفتم و ساعت ها با بدنم درگیر بود ک بلاخره ولم کرد ...مثل همیشه رفت توی حموم زیر دوش بعد رف طرف لباساش ولی لباسای معمولی رو تنش نکرد زیپ شلوار شو داد بالا و سر ۵ دقیقه کت شلوارشو پوشید و موهاشو ژل زد عصا برداشت و ماسک شو زد نشست روی صندلی با گوشیش ور رفت منم بلند شدم لباسامو تنم کردمو نشستم و بهش خیره شدم
توی ذهنم بهش لبخند میزدم و میگفتم چقدر شاپور خوشتیپ و خوشگله من چقدر احمق بودم که روی کیرش هم کراش بودم آخه قشنگ تر از بدنش کیرش بود سفید صورتی داشتم بهش نگاه میکردم و توی رویا غرق بودم ک دیدم داره نگام میکنه
_چمرگته تو با خودت میخندی؟ روانی شدی ؟
_ببخشید
_بلند شو حاضر شو میریم یجایی
_چی بپوشم ؟
اهوک.....چی بپوشم؟ قبلا میگفتی کجا میریم یا نمیام ...خوبی تو؟
_میخوای لجباز باشم؟ مگه نگفتی از آدمای لجباز متنفری؟
ور ور نکن پاشو لباسایی ک برات صادق میاره رو با دقت و ظرافت بپوش امشب باید خاص باشی کنارم.. فرار هم بخوای بکنی بجان بهرام امون نمیدم بهت پارت میکنم دختر
که یکهو با قیافه شاپور خفه شدم
سکوت بدی فضای اتاق رو فرا گرفت فقط زل زده بود تو چشام ....
بعد چند لحظه گفت هع... دختر فریدون و عشق و عاشقی...براو
_مگه من دل ندارم؟
_ن توله سگا عاشق نمیشن همش هوسه
_نه هوس نیست وقتی بعد اینهمه شکنجه و دردی ک کشیدم چجوریه ک توی هیولا رو هنوز دوستت دارم
_خفه نمیشی؟
_نه یکم به حرفام توجه کن یکم فکر کن اصن دلیل حامله کردن من چیه دلیل عذاب دادنم چیه وقتی بابامم کشتی
_گلومو محکم گرفت پاهامو باز کرد خودشو توم فرو برد و یه عاااه بلند کشید و تو گوشم زمزمه کرد : ازت چشم نشنوم دوباره با تسمه کبودت میکنم خفه خون بگیر بزار لذتشو ببرم الان
طبق خواستش خفه خون گرفتم و ساعت ها با بدنم درگیر بود ک بلاخره ولم کرد ...مثل همیشه رفت توی حموم زیر دوش بعد رف طرف لباساش ولی لباسای معمولی رو تنش نکرد زیپ شلوار شو داد بالا و سر ۵ دقیقه کت شلوارشو پوشید و موهاشو ژل زد عصا برداشت و ماسک شو زد نشست روی صندلی با گوشیش ور رفت منم بلند شدم لباسامو تنم کردمو نشستم و بهش خیره شدم
توی ذهنم بهش لبخند میزدم و میگفتم چقدر شاپور خوشتیپ و خوشگله من چقدر احمق بودم که روی کیرش هم کراش بودم آخه قشنگ تر از بدنش کیرش بود سفید صورتی داشتم بهش نگاه میکردم و توی رویا غرق بودم ک دیدم داره نگام میکنه
_چمرگته تو با خودت میخندی؟ روانی شدی ؟
_ببخشید
_بلند شو حاضر شو میریم یجایی
_چی بپوشم ؟
اهوک.....چی بپوشم؟ قبلا میگفتی کجا میریم یا نمیام ...خوبی تو؟
_میخوای لجباز باشم؟ مگه نگفتی از آدمای لجباز متنفری؟
ور ور نکن پاشو لباسایی ک برات صادق میاره رو با دقت و ظرافت بپوش امشب باید خاص باشی کنارم.. فرار هم بخوای بکنی بجان بهرام امون نمیدم بهت پارت میکنم دختر
- ۲۵۷
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط