سرش داد زدم و با او گلاویز شدم که اسلحه ای روی شقیقه ام ق

سرش داد زدم و با او گلاویز شدم که اسلحه ای روی شقیقه ام قرار گرفت...

#رمان_نفرین
#قسمت_ششم
دیدگاه ها (۱)

bts

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم،با یادِ روی تو، دوباره جوان...

اوپنینگ اوشینوکو یا ستاره من یه دوره‌ای روی این آهنگ قفلی ب...

این توئیت رنجبران را با دقت بخوانید تا بفهمید جریان هتاکی که...

آنچه در قسمت هفت گذشت..علوی روی جزئیاتی دست می‌گذارد که قرار...

📌آیت الله رحیم توکل، عضو مجلس خبرگان رهبری از استان مازندران...

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط