{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر پاییزیتون بخیر ؛

عصر پاییزیتون بخیر ؛
مثل همیشه ، حالتون چطوره؟ از ته قلبم امیدوارم حالِ تک‌تکتون خوب باشه وانیلای من ، آخرین ماه از پاییزه . دارین از لحظه هاش لذت می‌برید؟ اره؟ امیدوارم که همینطور باشه .
توی این چندروزی که با خودم خلوت کردم خیلی اتفاقا افتاد . از تعریف کردن ماجرا برای مامانم و شکستن نقاب قوی بودنم تا گوش دادن به اون نادیای نویسنده ته قلبم . شروع کردن از نقطه صفر مطمئنا اسون نیست ، ولی مثل اینکه نادیا کوچولوی قلبم نمیخواد من دست از نوشتن بردارم .
دلیل اصلی اینکه تصمیم برگشتن گرفتم ، شما وانیلای عزیزم بودید .
شاید برگشتن ایده خوبی نباشه ولی میخوام یکبار دیگه این ریسک رو بپذیرم .
امروز تاریخ یازدهم آذرماه این وانیلِ‌خسته کلبه جدیدی رو درست کرد ، و خب شما وانیلا حاضرید قهوه تلخ من رو شیرین و به ستون های نه چندان قوی این کلبه کمک کنین؟

دوست دار شما ؛ نادیا
دیدگاه ها (۸)

اوه خدای‌من!احساس میکنم گم شده‌ام . نمی‌دانم کجام و قراره چی...

من ولیعهد این تهی‌ام . موجودی که قرن‌هاست در حال پیمودن مساف...

خب حالتون چطوره ؟ از ته قلبم امیدوارم حالِ تک‌تکتون خوب باشه...

شاید بعضی چیزا اشتباهه و نباید اتفاق بیوفته اما با این حال ...

دوپارتی ....مامان !؟پارت ۲ ( اخر ) ات : اون به من گفت مامانی...

💬جنوبِ قلبم، درد می‌کنه. 💔فک کنم تا تهرانو نزنن جنگ رو به رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط