{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایی بخونید و قول بدید سعی کنید از کوره در نرید. مرد درح

خدایی بخونید و قول بدید سعی کنید از کوره در نرید. مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .



مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود



در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .



وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟



مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین ..

و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :



( دوستت دارم پدر ! )



روز بعد مرد خودكشی كرد .

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند .

یادمان باشد چیزها برای استفاده كردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن .

مشكل دنیای امروزی این است كه انسانها مورد استفاده قرار می گیرند و این درحالی است كه چیزها دوست داشته می شوند .
دیدگاه ها (۵)

دُختر نیستم، همیشه خانواده پشتم باشن اااااااااااااااا دُختر ...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

روزی پادشاه شهر ی یه نقاشی میکشه جای چشماشو خالی میزارهمیگه:...

لایک نکن فقط بخونیه روز تو پارک نشسته بودم داشتم تو گوشی فیس...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

داستان عاشقانه جدید

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌ونــهم 𓆪 🖤🥀صدای مرد در تاریکی پیچید.ـ «با...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط