{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᴅᴇᴄᴇɪᴛ

ᴅᴇᴄᴇɪᴛ
فـریـبــ
ᵖᵃʳᵗ-⁷³ادام

چرا انقد کم جا میشههههه

امروز به محض ورود با بل‌بشوی شرکت مواجه شد.

پشت میزش که از قبل کلی پرونده و پوشه براش چیده بودن نشست.
نگاهی بهشون انداخت، انگار جونگکوک امروز حسابی جدی و کاری شده بود.

یکی از پوشه ها رو باز کرد." اوه.. فکر کنم میخواد پروژه رو کامل تحویل شرکت جدید بده.."

ساعت‌ها بود که داهی روی پروژه کار می‌کرد.

آن‌قدر غرق صفحه‌ی لپ‌تاپ شده بود که حتی متوجه تاریک شدن آسمان پشت پنجره هم نشده بود.

انگشت‌هایش بی‌وقفه روی کیبورد حرکت می‌کردند و هر چند دقیقه یک بار فایل را ذخیره می‌کرد؛ پروژه‌ای که براش زیادی مهم بود تا کوچیک‌ترین ریسکی رو بپذیره.

درست وسط نوشتن یکی از بخش‌ها بود که ناگهان همه‌چیز خاموش شد.
صدای فن لپ‌تاپ قطع شد.
چراغ اتاق خاموش شد
و صفحه‌ی نمایش سیاه شد.

داهی برای چند ثانیه بی‌حرکت ماند
نه.
نه، نه، نه...

با عجله دکمه پاور را فشار داد.
هیچ اتفاقی نیفتاد
دوباره
و دوباره.

قلبش آرام‌آرام پایین می‌ریخت.
لپ‌تاپ تمام مدت به برق وصل بود
داشت تو شارژ کار میکرد
با قطع شدن برق، دستگاه هم خاموش شده بود.

لعنتی.

فایل‌ها ذخیره شده بودن؟
بخش آخر ذخیره شده بود؟
چقدر از کارش از بین رفته بود؟

داهی با استرس از جاش بلند شد
اول سعی کرد خودش راهی پیدا کنه.

چند دقیقه این طرف و آن طرف رفت.
گوشی‌اش را چک کرد.

برق هنوز برنگشته بود و همه داشتن کار میکردن

و هر چه بیشتر به پروژه فکر می‌کرد، اضطرابش بیشتر می‌شد

در نهایت نگاهش به در اتاق انتهای راهرو افتاد.

جونگکوک.

همان لحظه معده‌اش گره خورد.

آخرین چیزی که دلش می‌خواست این بود که در چنین وضعی سراغش بره.
به‌خصوص وقتی می‌تونست حدس بزند چه واکنشی خواهد داشت.

'عالیه داهی.'

'یه پروژه مهم رو با لپ‌تاپی که شارژ نداشت انجام می‌دادی؟'

تقریباً صداش رو تو ذهنش می‌شنید.
با این حال چاره‌ی دیگه ای نداشت.

چند ثانیه جلوی در ایستاد.

بعد بالاخره آرام ضربه‌ای زد.
صدایی از داخل اومد." بیا تو"

داهی دستگیره رو گرفت و درو باز کرد...

دو پارت دیگه هم داریم امشب نمیشه آپ کردددد.
دیدگاه ها (۲۰)

پارت هشتم: فایل گمشدهصدای قدم‌ها در سالن خالی ایستگاه پیچید....

فاصله یک لبخند تا جنون

فاصله یک لبخند تا جنون

Afterglow

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۴ | حقیقتِ عکسسوا عکس را دوباره نگاه ک...

‏ یک بررسی امنیتی نشان داده که برخی تلویزیون‌های هوشمند LG م...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 25تهیونگ هنوز به صفحه‌ی خاموش گوش...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت هشتم: دروغی به نام اعتمادالارا به صف...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط