{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part⁴¹

صدام به وضوح بالا رفته بود و الان داشتم رسما داد میزدم:

_پس ازت خواهش میکنم بذاری من از اینجا برم و برگردم خونه.

کوک بلند شد و به سمت دیگه ای از اتاق حرکت کرد، در کمدی رو باز کرد و از توش دوتا پاکت بزرگ بیرون کشید. برگشت و کنار من ایستاد. انقدر نزدیکم بود که میتونستم بوی قدرت زیاد، پول، ادکلن مردونه ای که بوی تندی داشت رو حس کنم. این ترکیب فوق العاده منو گیج کرده بود. اولین پاکت رو به دستم داد و گفت:

_قبل از اینکه بازش کنی بذار بهت توضیح بدم که چی داخلشه.....

اما من صبر نکردم تا توضیحاتش رو شروع کنه، ازش دور شدم و با یک حرکت بالای پاکت رو پاره کردم، چندتا عکس از داخل پاکت روی زمین افتادن.

_خدای من....

بغض گلمو گرفت، پاهام توان تحمل وزنم رو نداشتن، زانو هام خم شدن و روی زمین افتادم.صورتمو با دستام پوشندم. قلبم درد میکرد و اشک هام روی گونه هام جاری میشدن. توی اون عکسا مارک بود که داشت با یه زن دیکه س*ک*س میکرد. عکس ها خیلی واضح بودن و هیج جای سوالی باقی نمیذاشتن،مطمئنا شخص توی تصویر دوست پسر من بود.

_دیار!

کوک کنارم زانو زد و گفت:

_گفتم بذار درباره چیزهایی که الان دیدی برات توضیح بدم، باید به حرفام گوش کنی، وقتی من یه چیزی میگم تو برخلاف گفته های من دست به کار دیگه ای میزنی توی شرایط بدی قرار میگیری، پس انقدر با من نجنگ و تمومش کن، چون موقعیتی که الان توش قرار گرفتی تو رو گیج و اشفته کرده و توانایی تصمیم گیری درست نداری،به نفعته که به حرف هام گوش کنی.

چشم های اشک الودم رو بالا اوردم و با چنان نفرتی بهش نگاه کردم که خودشو عقب کشید. عصبانی و غمگین بودم، قلبی داشتم که به هزار تیکه تبدیل شده بودم، اما برام مهم نبود، رو به کوک گفتم:

_میدونی چیه؟ اصلا برو به درک!

پاکت رو به طرفش پرت کردم و به سمت در هجوم بردم. جونگ کوک همنطور که روی زمین زانو زده بود پامو گرفت و منو به طرف خودش کشید.تعادلم رو از دست دادم و با کمر محکم رو زمین فرود امدم، اون عوضی انقدر منو روی زمین کشید تا زیر دست و پاش قرار گرفتم. مچ پای راستمو رها کرد و سریع دوتا دستمو گرفت و بالای سرم نگه داشت. دست و پا میزدم و تقلا میکردم که خودمو از دست اون وحشی نجات بدم.!

شرط

"لایک150"

"کامنت۱٠٠"

"بازنشر60"

باید شرط های این پست و پست های قبلی برسه تا پارت بزارم.
دیدگاه ها (۲۱)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart⁴⁰الکل عملکرد...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³⁹ترجیح دادم ...

سکوت پیستPart:⁷⁰دو روز از اون اتفاقات توی مغازه میگذشتتوی ای...

افسانه‌ی خون و گلقسمت ۱۶: در مرزِ خاکستر همه‌چیز توی اون اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط