پارت 5
پارت 5
هر دوتا رو بیهوش کرده بود منم بلند شدم اونجا خیلی تاریک بود نمیتونستم چهره اشو ببینم دستشو گرفتم شروع کردم به دویدن و از کوچه باهم فرار کردیم رسیدم به ماشین و دزدگیرو زدم و برگشتم که دختره رو سوار کنم از تعجب چشمام دیگه جای برای گشاد شدن نداشت وای خودشه همون دختره فلج... اونم از دیدنه من دره حاله سکته بود انگار جن دیده نمیدونم چرا ولی حسه بدی داشتم سرش داد زدم تو اینجا چه غلطی میکردی ها اگه نمیرسیدم چی میدونی چی میشد دختر تو عقل نداری یهو بدتر از من داد زد و گفت به تو چه هااا اصلا چرا اومدی نجاتم دادی نمیومدی مگه مجبورت کردم اصلا من دلم میخواد اون بلا ها سرم بیاد ب تو چه کنترلمو از دست دادم نمیدونم چرا حرفاش برام سنگین بود یهو زدم زیره گوشش و گفتم بشین تو ماشین با تعجب نگاهم میکرد اما کم نیاورد یهو گوشم سوت کشید این الان چیکار کرد منو زد؟ درسته دردش خیلی کم بود اما بدجوری حرصم گرفته بود یهو سرم داد زد تو چه غلطی کردی ها به چه حقی رو من دست بلند کردی ببین بچه سوسول من اون دوست دخترای هرزه ات نیستم که مثله حیونه خونگی بگی بشین بگم چشم من نه از تو و ن از امثاله تو نمیترسم اگرم امشب منو تو این وضع دیدی به خاطره مشکلاتم بود و من وقتی از خونه زدم بیرون حالم خوب نبود به خودم اومدم دیدم اینجام ودیر وقته و با اون اشغالا روبه رو شدم اینارو همه با داد میگفت اولین بارم بود کسی سرم داد میزد و به خودش جرعت داد که بهم سیلی بزنه تو چشماش نگاه کردم بغض داشت اما گریه نمیکرد یهو از کنارم رد شد و رفت دستشو گرفتم و گفتم بیا بشین تو ماشین میرسونمت دستشو کشید گفت نمیخوام از شما زیاد به ما رسیده و دوباره رفت دیگه زدم به سیم اخر و رفتم کولش کردمو انداختمش تو ماشین و دزدگیر رو زدم با مشت میزد به شیشه و میگفت باز کن درو... خودم سوار شدم و راه افتادم! خونتون کجاس؟ جواب نداد گفتم باشه پس تا صبح تو ماشین میشینیم منم که کاری ندارم! بازم جواب نداد چشمم افتاد به پیتزا و برداشتم و شروع کردم به خوردن صدای شکمشو شنیدم از خنده غذا گیر کرد تو گلوم یکم نوشابه خوردم و اون یکی پیتزارو گذاشتم رو صندلی عقب و گفتم بخور صدای شکمت قطع بشه هیچی نگفت از تو اینه دیدم داره میخوره! دختره لجباز 😂 صندلی رو خوابوندم و دراز کشیدم محض احتیاط سویچو گذاشتم تو جیبم از این هیچی بعید نیست والا چشمامو بستم ... یهو پریدم از خواب دیدم هوا گرگه و میشه برگشتم عقبو نگاه کردم دیدم خوابش برده تاحالا بهش توجه نکرده بودم یعنی اصلا شخصیتش یه جوری بود که نمیتونستی روش نظری داشته باشی و توجه کنی همیشه پاچتو میگیره ولی الان خوابه راحت میشه نگاهش کرد! چقدر چهره جذابی داره تاحالا دقت نکرده بودم برعکسه دخترای که دیده بودم
هر دوتا رو بیهوش کرده بود منم بلند شدم اونجا خیلی تاریک بود نمیتونستم چهره اشو ببینم دستشو گرفتم شروع کردم به دویدن و از کوچه باهم فرار کردیم رسیدم به ماشین و دزدگیرو زدم و برگشتم که دختره رو سوار کنم از تعجب چشمام دیگه جای برای گشاد شدن نداشت وای خودشه همون دختره فلج... اونم از دیدنه من دره حاله سکته بود انگار جن دیده نمیدونم چرا ولی حسه بدی داشتم سرش داد زدم تو اینجا چه غلطی میکردی ها اگه نمیرسیدم چی میدونی چی میشد دختر تو عقل نداری یهو بدتر از من داد زد و گفت به تو چه هااا اصلا چرا اومدی نجاتم دادی نمیومدی مگه مجبورت کردم اصلا من دلم میخواد اون بلا ها سرم بیاد ب تو چه کنترلمو از دست دادم نمیدونم چرا حرفاش برام سنگین بود یهو زدم زیره گوشش و گفتم بشین تو ماشین با تعجب نگاهم میکرد اما کم نیاورد یهو گوشم سوت کشید این الان چیکار کرد منو زد؟ درسته دردش خیلی کم بود اما بدجوری حرصم گرفته بود یهو سرم داد زد تو چه غلطی کردی ها به چه حقی رو من دست بلند کردی ببین بچه سوسول من اون دوست دخترای هرزه ات نیستم که مثله حیونه خونگی بگی بشین بگم چشم من نه از تو و ن از امثاله تو نمیترسم اگرم امشب منو تو این وضع دیدی به خاطره مشکلاتم بود و من وقتی از خونه زدم بیرون حالم خوب نبود به خودم اومدم دیدم اینجام ودیر وقته و با اون اشغالا روبه رو شدم اینارو همه با داد میگفت اولین بارم بود کسی سرم داد میزد و به خودش جرعت داد که بهم سیلی بزنه تو چشماش نگاه کردم بغض داشت اما گریه نمیکرد یهو از کنارم رد شد و رفت دستشو گرفتم و گفتم بیا بشین تو ماشین میرسونمت دستشو کشید گفت نمیخوام از شما زیاد به ما رسیده و دوباره رفت دیگه زدم به سیم اخر و رفتم کولش کردمو انداختمش تو ماشین و دزدگیر رو زدم با مشت میزد به شیشه و میگفت باز کن درو... خودم سوار شدم و راه افتادم! خونتون کجاس؟ جواب نداد گفتم باشه پس تا صبح تو ماشین میشینیم منم که کاری ندارم! بازم جواب نداد چشمم افتاد به پیتزا و برداشتم و شروع کردم به خوردن صدای شکمشو شنیدم از خنده غذا گیر کرد تو گلوم یکم نوشابه خوردم و اون یکی پیتزارو گذاشتم رو صندلی عقب و گفتم بخور صدای شکمت قطع بشه هیچی نگفت از تو اینه دیدم داره میخوره! دختره لجباز 😂 صندلی رو خوابوندم و دراز کشیدم محض احتیاط سویچو گذاشتم تو جیبم از این هیچی بعید نیست والا چشمامو بستم ... یهو پریدم از خواب دیدم هوا گرگه و میشه برگشتم عقبو نگاه کردم دیدم خوابش برده تاحالا بهش توجه نکرده بودم یعنی اصلا شخصیتش یه جوری بود که نمیتونستی روش نظری داشته باشی و توجه کنی همیشه پاچتو میگیره ولی الان خوابه راحت میشه نگاهش کرد! چقدر چهره جذابی داره تاحالا دقت نکرده بودم برعکسه دخترای که دیده بودم
- ۱۳.۹k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط