من هیچگاه ناخن های کشیده ی بلند نداشته ام که مثل بقیه دخت
من هیچگاه ناخن های کشیده ی بلند نداشته ام که مثل بقیه دخترها رنگش کنم یا به جای بوم نقاشی از آن استفاده کنم ؛ من ناخن های بی رنگ دارم با صدفی های کوچک که تا روزگار درجه فشارش را بالا میبرد ناخودآگاه در دهانم میروند و پوست کنارشان را میکنم... من هیچگاه موهای لخت بلند نداشته ام که باد نوازششان کند و مثل بقیه دخترها هوش از سر مردان ببرد ؛ من موهای حالت داری دارم که کافیست باران ببارد تا در هم پیچ بخورند و به خاطر همین هیچ کس هم ندارم که دستش را لای موهایم فرو ببرد و قربان صدقه ام برود؛ من حتی چشمان آبی رنگ هم ندارم که با لباسم ست کنم و مثل ما بقی دخترها به چشمت بیایم ؛ من هیچوقت یاد نگرفتم که عشوه خرکی بیایم و دلت را ببرم من یاد نگرفته ام که خاص باشم یا لااقل ادای خاص بودن را در بیاورم من همینم یک دختر معمولی با ظاهری ساده ... شاید در چشم تو بهترین نباشم اما قطعا روزی کسی پیدا میشود که میان این همه دختر مصنوعی که یکی از یکی خاص ترند دنبال یک دختر ساده ی اورجینال باشد....!
- ۷۴۶
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط