{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The originals

The originals
part 22
ا/ت
دیدم یک جعبه بزرگ روی رو تختی های نو رو‌ تخت خود نمایی میکرد
یک باکس مشکی با روبان زرشکی
بازش کردم یک پیراهن حاملگی راحتی نخی آبی پاستیلی با گل های ریش ریشی رو یقه اش خودنمایی میکرد
واقعا عاشق این رنگ بودم
روش یک تیکه کارت بود که نوشته بود
وقتی اومدم بایده اینو پوشیده باشی
واقعا خوشحال شدم و ذوق کردم همونجا لباسام رو درآوردم و پوشیدمش
واقعا خوشگل و بانمک شده بودم
ساعت رو چک کردم، ساعت پنج بود
موهامم باز کردم گذاشتم و تصمیم گرفتم غذای مورد علاقه کوک خورشت
**
غذا رو اماده کردم و در قابمه رو گذاشتم تا کاملا بپزه
شب شده بود و الاناست که کوک بیاد تو
و رفتم هال تا گوشیمو چک کنم
کوک در رو باز کرد و هیچ پاشو داخل خونه نگذاشته شروع کرد به بو کردن هوا کرد

کوک: نگو که کیمچی درست کردی؟!
ا/ت: *خنده* اول بیا تو!
کوک: تو بهترین زن تو دنیا هستی *دویدن طرفش و بوسیدن گونه اش* و بهترین خورشت کیمچی ها مال توعه ولی مگه نگفتم زیاد سر پا نمون
ا/ت: خسته نیستم
کوک: به من نمیتونی دروغ بگی
ا/ت: *چشم گردوندن*
کوک: بیا بخوریم که گشنمه
دیدگاه ها (۳)

when he betrayed you part 21ا/تدو هفته طول کشید تا خونه جمع ...

when he betrayed you part 20کوک: پس بلاخرع بیدار شدیا/ت: اره...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

پارت ۴🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤جونگ کوک: امممم آره ا/ت : شغلت چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط