{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد

بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد
من زود پنجره رو باز میکردم تا مگسا از این طرف فرار کنن !
یه همچین کودک رقیق القلبی بودم …
دیدگاه ها (۱)

اینقدر تنگی که وقتی توت می کنم احساس میکنم داری پاره میشی!پا...

. گلم نازم عسلم جیگرم شیرینم ملوسم خوشگلم با نمکم.... تا...

بعضی وقتا لازمه که تکلیفتو با خودت روشن کنی ، رودروایسی ها ر...

ولی خدایی بیایم ظاهربین نباشیم !!! بعضیا ممکنه در ظاهر بیشعو...

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

صدای گنجشکها از روی درخت لخت و عور وسط حیاط می یومد، پشت تنه...

فصل 1 پارت 2 اون دعوا بابام اصلا خونه نمیومد یا ساعت 3 میومد...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

💢نتانیاهو با نشون دادن استارلینک :🔹حکومت ایران از وقتی می‌تر...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟑_حالا من دیگه برم +باشه خدافظ _خدافظ جیمین از خونه خار...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط