{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰
ادامه پارت 111
[ شروعی دیگر 🖤✨ ]
#دیانا🎀
سامیار خمیازه ای کشید و گفت :< مامانی...خوابم میاد...میرم بخوابم... >
دیانا :< برو آقای خوابالو >
سامیار رفت اتاقش...
دوباره به تی وی خیره شدم...فیلمی که بازی کرده بودم زندگی خودم بود..
از همون موقعی که عاشق ارسلان شدم و زندگیم زیر و رو شد، کل اتفاقای گذشته رو کنار گذاشتم و از اول شروع کردم،
یه بارِ دیگه..یه شروعِ دیگه!
برای همین اسم فیلم رو خودم انتخاب کردم :< شروعی دیگر🖤✨ >
دیدگاه ها (۲۲)

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 112[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀شنلمو...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 111[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀سامیا...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 110[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀برگشت...

#پارت_108آقای مافیا♟🎲.... داشتم کمک مامان سامیار میکردم که ص...

#پارت_108آقای مافیا♟🎲.... داشتم کمک مامان سامیار میکردم که ص...

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط