{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باز_شب_شد_و_باز_دلتنگیهای_تبسم_خیالی

#باز_شب_شد_و_باز_دلتنگیهای_تبسم_خیالی

#گرچه میدانم تلخ است اشعار من زیرا در خلوت انزوا #زنده_بگور است...!!
.
تو دست در دست دیگری ….

من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ….

مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل…

آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….
دیدگاه ها (۱)

#خیالت_راحت.می روم بی خبر این بار خیالت راحت…تو بمان با دگرا...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمان‌ها که پدر تنها قهرم...

روزها رفتند و من دیگرخود نمی دانم کدامینم...؟آن من سر سخت مغ...

#گفتگوی_من_و_تو.روز اول پیش خود گفتمدیگرش هرگز نخواهم دید......

یه لایک کردن سخت نیست واقعا...حالا بیاین پایین°°°°°°°°°°°°°°...

ص ۶۹پریسا متوجه پریشانیم بود ولی همه انهارا به بیماری پدرم م...

شاید برای شخص دیگری هستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط