{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیباترین شخصیت قصه عاشقی من

زیباترین شخصیت قصه عاشقی من
دلبر ترین حضرت عشق ...
از آن مرد هایی میشوم...
که هر شب پشت سرت مینشیند و موهای خرمایی ات را میبافد و عطر موهایت را نفس میکشد...
از آن مرد هایی میشوم...
که وقتی خسته و کوفته از سر کار به خانه برگشت و در حال آشپزی بودی،تو را در آغوش بگیرد و تمام خستگی از تنش بیرون رود...
از آن مرد هایی میشوم...
که پایه تمام شیطنت هایت است،وسط زمستان بستنی میخوریم،زنگ خانه ها را میزنیم و فرار میکنیم،برایت لاک میزنم،عصر های جمعه برایت آشپزی میکنم ،دامن گل گلی ات را میپوشم و برایت ادا و شکلک درمیاورم...
از آن مرد هایی میشوم....
که جدا از دوست داشتنت تو را بلد است
تو را درک میکند
با اخلاق های خاص زنانه تو میسازد
تو را میفهمد
از آن مرد هایی میشوم....
که در زمان پیری،حتی اگر دیابت هم داشته باشم و فشارم بالا و پایین شود
ولی با دیدن تو باز هم قند در دلم آب شود و آن چشمهای جذابت فشارم را بالا و پایین کند
از آن مرد هایی میشوم....
که تو را تاج سر خود میگذارد
تمام شهر از عشقمان صحبت کنند
داغ جداییمان را روی دل تک تک حسودهایمان میگذارم
از آن مرد هایی میشوم...
که عاشق است
عاشق خواهد ماند....
عاشق خواهد ماند...
عاشق خواهد ماند...
دیدگاه ها (۴۸)

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت پــنج 𓆪 🖤🥀مرد بدون اینکه چیزی بیشتر...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

𝒫𝒶𝓇𝓉 18عقد با رئیس مافیاهوا در پل هان سنگین شده بود.تهیونگ چ...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۴پشت درِ بستهجونگکوک هنوز کنار پنجره ایس...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط