{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁🍁🍁🍁

🍁🍁🍁🍁
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁


#خان_زاده
#فصل_سوم
#پارت15



این حرفارو شاید اگر هر کسی دیگه ای می شنید ازشون می ترسید اما من به خشونت رفتار این آدم به غرور و خودخواهیش کاملاً واقف بودم که از این حرفاش عشق میگرفتم انگار...

با دردی که توی تنم بود آهسته زمزمه کردم
درد دارم داری چیکار می کنی؟

لاله گوشم و بین لباش گرفت و میک زد و گفت
_کاری نمیکنم دارم از تو از اینکه الان روی این تختی لذت می برم

دردی که این آدم بهم میداد برام قابل هضم نبود این عشق بازی نبود این فقط درد بود که من فقط داشتم تحملش میکردم
اونم به دلیلی که خودمم نمیدونستم....
مثل یه عروسک روی این تخت افتاده بودم و اون داشت هر کاری که دلش می خواست باهام انجام میداد

کم کم چشمام سیاهی رفت و دیگه هیچی نفهمیدم سردرد بدی داشتم احساس می کردم سرم صد کیلو شده و من نمیتونم تکونش بدم
چند بار پلک زدم تا بفهمم کجامو اینجا چه خبره!
آفتاب بالا آمده بود نور از پنجره توی اتاق می تابید و من غرق خون روی تخت غریبه خوابیده بودم.

چند باری دیشب و مرور کردم اما هیچی به ذهنم نرسید
کم کم داشت همه چیز واضح تر می شد من دیشب چیکار کرده بودم؟؟؟




🌹🍁
@romankhanzadehh
😻☝️
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

#𝓟𝓪𝓻𝓽_4★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:84-چرا سوجین؟ میخواستی چیکار ...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

۳ پارتی

وقتی پریود بودی💙پارت۳(last part)+کوک(بغض)_عه وا چرا بغض کردی...

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط