{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوزهم خستگیهایم را باتو بدرمیکنم

هنوزهم خستگیهایم را باتو بدرمیکنم
درآغوشم میگیری
محکم به سینه ات فشارم میدهی
دردشیرینی دراستخوانهایم میپیچد
تمام خستگیهایم را با فریادی از گلوخارج میکنم
سرم را روی شانه ات میگذارم
پشتم را نوازش میکنی
ومن با بوسه ای مهربانیت را جبران میکنم

&آقایی از داشتنت به خودم میبالم &
دیدگاه ها (۱)

درست مثل رویاهایمان خانمِ خانه ات شده ام و تو مردِ زندگی ام...

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

من از آن دختر هایی بودمکه تورا تصور میکردمکنار خودم روی آن ص...

دلم میخواهدکنار تو باشمکنار نشستن های توو خندیدن های توکنارِ...

یکبار دیگر اگر تورا در آغوش بکشمخیلی چیزها با گذشته فرق خواه...

یکبار دیگر اگر تورا در آغوش بکشمخیلی چیزها با گذشته فرق خواه...

تقدیم به همسران مدافعان حرم :خودکارم را بین صفحات میگذارم و ...

‍ #پست_عاشقانهصدای خداحافظی ات در مغزم میپیچد ...نه . من حق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط