مینویسم از روزهای جوانی
مینویسم از روزهای جوانی
روزهایی که دلی داشتم
روزهایی که به امید به دست اوردن تو همه کار میکردم
اما نمیدانستم که دل در گروی ** دیگری داری
و تمام عشقت به من بازی بیش نبود
بازی که مرا به خاک سیاه نشاند
بازی که جوانیم را گرفت
بازی که دلم را سنگ کرد
و اکنون به خاطر شادی تو ولبخند در بازیت
با دلی شکسته
در انتظار مرگ نشسته ام ... ......... ... ؟؟؟،
روزهایی که دلی داشتم
روزهایی که به امید به دست اوردن تو همه کار میکردم
اما نمیدانستم که دل در گروی ** دیگری داری
و تمام عشقت به من بازی بیش نبود
بازی که مرا به خاک سیاه نشاند
بازی که جوانیم را گرفت
بازی که دلم را سنگ کرد
و اکنون به خاطر شادی تو ولبخند در بازیت
با دلی شکسته
در انتظار مرگ نشسته ام ... ......... ... ؟؟؟،
- ۴۵۴
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط