{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق سیاه و سفید p

عشق سیاه و سفید p18


خدمتکار اب اورد و کمی پاشیدم به صورتش که بلند شه دیدم جواب نداد لیوان اب رو خالی کردم رو صورتش دیدیم پرید بالا
(از زبان سونگ مین )
دیدم چند قطره اب ریخت رو صورتم حسش کردم و یهو یه تشت اب اومد تو صورت پرید بالا و جیغ کشیدم
سونگ مین:یااااا مگه زده به سرت دیوونه چته
جونگ کوک:خب خوبه بیدار شد ،خدمتکار اگه دوباره غش کرد همین روش منو انجام بده اوک ؟
خدمتکار:بله اقا
سونگ مین:هی نمیتونی اینجوری باهام برخورد کنی
جونگ کوک:برو بیرون ...
خدمتکار :چشم اقا
دیدم جونگ برگشت و اومد رو تخت اروم رفتم عقب و یهو انداختم رو تخت و صورتشو به صورتم نزدیک کرد
سونگ مین:هی برو عقب نمیخام ببینمت
لباشو به لبام چسبوند و همینجور مک میزد قشنگ خون رو تو دهنم حس میکردم خیلی وحشیانه مک میزد
با دستام هلش میدادم عقب ولی زورشو نداشتم اونقدری که هلش بدم عقب
سرشو اورد نزدیک گوشگ و گفت :اینجوری تنبیه کرون فک کنم بیشتر بهت خوش میگذره ن یا دوست داری از روش دیشبی استفاده کنم
سونگ مین:.......برو بیرون(با داد)
یکی زد زیر گوشم که صورتم پرت شد اون طرف
جونگ کوک:بهت گفتم اگه بلبل زبونی کنی چی سرت میاد این تنبیه کمی بود هنوز کلی تنبیه برات سراغ دارم تا ادب بشی خانم کوچولو
فقط گریه میکردم دیدم رفت سمت اتاقش از تخت بلند شدم دوباره سرم گیج رفت ولی تونستم تعادلم رو حفظ کنم رفتم سمت روشویی و ابی به دست و صورتم زدم دیدم جونگ کوک داره نگاهم میکنه تا نگاهش کردم سریع روشو برگردوند و رفت
دیدگاه ها (۳۲)

عشق سیاه و سفید p19تیپ مافیایی زده بود رفت پایین بعد از اینک...

عشق سیاه و سفید p21جونگ کوک:کسی بهت نگفته خیلی حرف میزنی بیا...

عشق سیاه و سفیدp17جیمین:خاهش میکنم پس دیگه نگران چیزی نباش س...

عشق سیاه و سفیدp16طنبابو محکم بست دور گردنم روی چار پایه بود...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

part 14عشق پنهان 《ویو ات》 داشتم ظرفا رو میشتم که صدای اهنگ ا...

شب تولدم پارت 23جونگ کوک: پرنسسم زود بیدار شده و صبحانه درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط