{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

اولین دیدارتون چه‌جوری بود:

مکنه لاین

جیمین:

اون تو رو داخل یه دعوا دید. دعوا سر این بود که جیمین به یه مرد به طور اتفاقی تنه زده بود و اون خیلی جدی گرفته بود. اون مرده به جمین گفت که قدش کوتاه هست و زیر دستاش لهش میکنه. تو هم دیگه جلوی خودت رو نتونستی بگیری و از پشت پریدی و موهاشو گرفتی و کشیدی و مرده با سر خورد زمین و تو با عصبانیت گفتی که تو که انقدر درازی چرا از پس من بر نمیای؟  و بعد دست جیمین رو گرفتی و از اونجا دور شدی.

تهیونگ:

یونتان رو برای پیاده روی به پارک سگا برده بود و اولین بار تو رو اونجا دید که با سگت بازی میکردی و میخندیدی سعی میکرد از تو چشم برداره ولی نمیتونست تو هم متوجه نگاهش روی خودت شدی ولی چیزی نگفتی بعد از چند دقیقه سگ تو به سمت یونتان رفت و یونتان هم به بازی شما ملحق شد و تهیونگ هم برای اینکه هم کار تو سخت نشه و هم باهات آشنا بشه پیش شما اومد.

جونگکوک:

شما داخل یه آموزشگاه بوکس یاد میگرفتید. و تنها دختر اونجا تو و دوست صمیمیت بودید. تو و جونگکوک جزو بهترین ها بودید و همه از شما شکست میخوردن. یه روز استادتون گفت که باید با هم مسابقه بدید توهم اون روز حالت زیاد خوب نبود اما به روی خودت نیاوردی. توی رینگ مسابقه نمیتونستی حمله کنی و فقط دفاع میکردی. نتونستی تحمل کنی و همونجا از هوش رفتی ولی قبل از اینکه زمین بخوری جونگکوک تو رو گرفت و بردت درمونگاه.
دیدگاه ها (۰)

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

وقتی یه ام‌وی،دلیل اشناییتون بود...(پایانی)بعد از اون قرار ک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط