ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل
میتونی پیش من هر چقدر دلت میخاد گریه کنی

با این حرفش انگار بهم آرامش تزریق کردن
آروم چشمامو بستم و منم دستمو دو کمرش حلقه کردم و تو بغلش آروم گرفتم
دیدگاه ها (۰)

وقتی مامان ا.ت بخاطر پول باهاش ازدواج کرده وعاشق تو میشه و.....

#مافیای_من P:40(ویو ا.ت)همه از این حرکتش تعجب کرده بودنهیونج...

#روانی_دوست_داشتنی_من P:12(ویو ا.ت)ا.ت : اه کافیه دیگهفلیکس ...

#روانی_دوست_داشتنی_من P:11(ویو ا.ت)با تابش نور خورشید تو صور...

ادامه ... که دستش نرم رفت زیر زانوهام.. گنگ و هول چشم باز کر...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۹اخ.. قلبم بي قرارش بود د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط