{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد.

من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد.
وقتی میبینم حوری،
دختر بالغ همسایه،
زیر کهن سال ترین نارون روی زمین.
فقه میخواند.
دیدگاه ها (۱)

لطفا کسی نظر نده.واسه خودم ودلم مینویسم. بجز نزدیکی بهت،از چ...

بیمار خنده های توام. بیشتر بخند. خورشید آرزوی منی. گرمتر بتا...

نباید به حقوق انسان ها تجاوز کردوبه من ربطی نداره واسش چیزی ...

پنجره به داخل باز میشه یا خارج؟رو دیوار سمت راست قرار داره،ی...

درتوهم،هستند،ماراگوسفند،خودراچوپان دیدند،صاحب مجلس میهمانی ز...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

اسم رمان : اشرافی های عجیب تعداد‌ پارت: ۱۰۰ تا به بالا نویسن...

پــایـــــیــــــــــزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️و روی سنگفرش خیس، رد پاهایی دیده می‌شد که ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت ۲۲ مهمونی بالاخره تموم شد.وقتی آخرین مهمون رفت، من هم ا...

''فرشته‌ها روی زمین همیشه پیدا نمی‌شن، فرشته‌ها تو خونه‌ی زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط