{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما انسانها بی پروا شده بودیم!

ما انسانها بی پروا شده بودیم!
مغرور و طغيانگر؛
تا اينكه ذره ای ناديدنی، غرور پوشالی‌مان را به سُخره گرفت.
ای انسان! مدتی در خانه ات بنشین تا دنیا از تو و کردارت نفسی تازه کند.
دیدگاه ها (۱)

خسته‌ام، خیلی خسته... حوصله‌ی هیچ چیز و هیچ‌کس را ندارم، دلم...

قدیم‌ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود، مثل روغن چرخ خیاطی ب...

شد شد ...نشد يک ون می خرم،می‌روم و هرگز هم به این‌جا بر نمی ...

آنقدر کلافه‌ام... که ساکت ماندمچون آب، درون برکه راکد ماندمب...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط