{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شد شد ...

شد شد ...
نشد يک ون می خرم،
می‌روم و هرگز هم به این‌جا بر نمی گردم ...
دیدگاه ها (۱)

ما انسانها بی پروا شده بودیم!مغرور و طغيانگر؛تا اينكه ذره ای...

خسته‌ام، خیلی خسته... حوصله‌ی هیچ چیز و هیچ‌کس را ندارم، دلم...

آنقدر کلافه‌ام... که ساکت ماندمچون آب، درون برکه راکد ماندمب...

آری ...

سال‌هافکر می‌کردمآن روز،همه‌چیزتمام شد.حالاکه به همان نقطهبر...

سال‌هافکر می‌کردمآن روز،همه‌چیزتمام شد.حالاکه به همان نقطهبر...

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───_______صدا.....عمه، بابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط