هی مرد... شانه هایت را بتکان
هی مرد... شانه هایت را بتکان
غبار غم گرفتهء شانه های تو
جای تسکین دردهای یک زن است!
مبادا درد..
بر ستون های تکیه گاه محکم عشقت ، ترکی بیندازد...؟؟ میدانم... خسته ای، دل شکسته ای ولی... "هیس... مردها گریه نمیکنند...!! "
چه ستون استواری یارایِ شنیدن غم های دلت را دارد؟ " هیس...!! مردها درد دل نمیکنند! "
کسی چه میداند..، موهای سفیدت،
گویای چه درد بزرگیست؟ " هیس... مردها گلایه نمیکنند! "
کسی چه میداند ریه هایت..
در کدامین آتش جانی خاکستر شد؟! " هیس...!! مردها بغض نمیکنند! "
کدامین کوه..
استقامت قلب پیرت را..
انگاه که نزدیک ترین فردت در بی کسی رهایت کرد؟! " هیس...!! مردها سنگی اند، دلی ندارند..! "
هــــــــی مرد... فریاد بزن... ولی زاری نه!
دود به پا کن ... ولی آتش نه!
تحمل کن... ولی شکایت نه!
اه.. این گونه ها از کجا خیس شدند؟! "هیس.... مردها گریه نمیکنند
غبار غم گرفتهء شانه های تو
جای تسکین دردهای یک زن است!
مبادا درد..
بر ستون های تکیه گاه محکم عشقت ، ترکی بیندازد...؟؟ میدانم... خسته ای، دل شکسته ای ولی... "هیس... مردها گریه نمیکنند...!! "
چه ستون استواری یارایِ شنیدن غم های دلت را دارد؟ " هیس...!! مردها درد دل نمیکنند! "
کسی چه میداند..، موهای سفیدت،
گویای چه درد بزرگیست؟ " هیس... مردها گلایه نمیکنند! "
کسی چه میداند ریه هایت..
در کدامین آتش جانی خاکستر شد؟! " هیس...!! مردها بغض نمیکنند! "
کدامین کوه..
استقامت قلب پیرت را..
انگاه که نزدیک ترین فردت در بی کسی رهایت کرد؟! " هیس...!! مردها سنگی اند، دلی ندارند..! "
هــــــــی مرد... فریاد بزن... ولی زاری نه!
دود به پا کن ... ولی آتش نه!
تحمل کن... ولی شکایت نه!
اه.. این گونه ها از کجا خیس شدند؟! "هیس.... مردها گریه نمیکنند
- ۲.۰k
- ۲۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط