{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گـــاهـــــــی نــــمیشود

گـــاهـــــــی نــــمیشود
شڪستن را فـــــریـــاد زد.
گــــاهـــــی نمیتوان درد را روایت ڪرد.
فقط میتوان،
در سڪوت،
بُغضۍ ڪه راهِ گلویت را بسته،
با چشمانی اَشڪبار خاموش ڪنی؟؟
دیدگاه ها (۳)

برف و بارون هم بیاد ! آسمون هم به زمین بیاد ! جای روز و شب ت...

بعضی وقتا انقدر آدم زندگیش غمناک میشه که دوست داره یکی یهو ب...

دوباره می‌نویسمت‌...کنارِ بیت آخرموچکه چکه می‌چکم...به سطر‌ه...

به جای من همیشه با خودت احوالپرسی کنتو که می دانی احوالم به ...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

چند پارتی جونگ کوک

I can be myself with himPart⁹⁷[ویو نیلسو]سریع از اتاق رفتم ب...

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

گاهےنہ گریہ آرامت مے ڪندو نہ خنـدهنــہ فریـاد آرامـت مے ڪنـد...

گاهی نَہ گریہ آرامت می‌ڪند و نَہ خندهنَہ فریاد آرامت می‌ڪند ...

گاهی نَہ گریہ آرامت می‌ڪند و نَہ خندهنَہ فریاد آرامت می‌ڪند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط